last part

ραят *⃝‌²/²
[ last part ] :
و این فرصتی بود که جونگکوک قبل از قطع کردن لایو به گنده گنده ای که زده اعتراف کنه.
جونگکوک: سریع از اتاق زدم بیرون و رفتم تو آشپزخونه پیش الیکا
__چرا به این زودی لایو رو تموم کردی جناب جئون؟
جونگکوک: خب یکم خسته شدم و بیشتر به خاطر این بود که میخواستم باهات فیلم ببینم.
__اما.. تو که دیروز به من قولی نداده بودی !

کوک : _____ " لبخند ضایع " خب سعیمو کردم کارمو تو کمپانی سریع تر انجام‌بدم که زودتر بیام‌خونه تا فیلم ببینیم .

__ "خنده حرصی " جونگکوک شییی؟!
جونگکوک: وقتی اینجوری صدام میزنی تن و بدنم میلرزه " آروم میگه "
__ چیزی گفتی ؟؟ " لبخند مرموزانه "
جونگکوک : ها .... چی؟ ____من!؟
..نهههههه
__ هومم خوبه اما بهتره این بهونه رو برای خودت نگهداری !☺
__ " درحال خمیازه کشیدن " وای چقدر خستم * دستامو به دو طرف کشیدم و یکم زور زدم تا مقداری از کوفتگی بدنم کم بشه*

جونگکوک: میخوای بریم بخوابیم بیب؟!
__ بخوابیم؟؟
کوک : آره دیگه ..مگه خسته نیست
__خسته که هست اما تا جایی که اطلاع دارم‌شا قراره تا ک هفته بیرون روی کاناپه بخوابی." 😇"
جونگکوک: با بهت خیره شده "😲🥴"بودم بهش و تازه فهمیدم این دقیقا انتقام کار یکم پیشمه .
کوک : * با دهنی باز‌ بهش خیره شده بودم که داشت‌ بالش و پتو رو برام پرت می‌کرد *

جونگکوک: درحالی که سعی داشتم پشیمونش کنم و مخالفت میکردم با کارش سعی کردم بیشتر به فکر ایده ای باشم تا از دلش در بیارم .


𐙚᭄   ᎿᏲᏋ Ꭼꪀ͏ᑯ͏ ⭒
꒷꒦꒷  شرمنده اگر غلطه املایی بود

لطفا لایک کنید، کامنت بزاری برام تا بفهمم ادامه بدم به کارم یا نه .
ممنون میشم اگر پیجمو به دوستان تون معرفی کنید ❄️⃘୧
دیدگاه ها (۱۴)

دوباره یه دلقکی گزارش کرده بود پاک شده بود.

°.*⃝‌سناریو : وقتی داری با خودت حرف میزنی...نامجون: ببینم سر...

.ραят *⃝‌¹ جونگکوک: داشتم به کامنتا جواب ...

این پست حا.مله کنندس🥵💦لایک شه گرل🦋#taehyung #thv #BTS

#pain #P⁷«ویو تهیونگ» بدون اینکه وایسه من جواب بدم قطع کرد ب...

Sunflower part : 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط