آدمها به همان خونسردی که آمده اند

آدمها به همان خونسردی که آمده اند
چمدانشان را می بندند
و ناپدید می شوند ؛

یکی در مه
یکی در غبار
یکی در باران
یکی در باد
و بی رحم ترینشان در برف ...
دیدگاه ها (۲)

تا بحال کسی رابه اندازه ای دوست داشته ایکه نخواهی خوابش رابی...

ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﯼﻟﻄﻔﺎ ﻣﺮﺍ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺑﺒﻮﺱ!ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻫﺎﯼ ...

تنهایمنیمی از من زنی ستکه نیم ِ دیگرم رادر آغوش گرفته است .....

یـکم دیـوثـــــــے با چاشنے نامردے بزن تنگ اخلاقـــت...! لاش...

این روزها چقدر دلم برای صدای باران و باریدن برف تنگ شده.خیلی...

{رمان بال خونین فرشته}

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط