به نامِ یکتایِ بی همتا :
به نامِ یکتایِ بی همتا :
اذا زلزلهُ الارص زلزالها ................
تقدیم به سوره یِ ( زلزال ) و عاشقان
قرآن دلارا و دلنشین و دلنوازو دلربا
=================
*** یوم الدّین ***
این جهان , فانیّ و هم بی ارزش است .
بی اَمان , در حیطه یِ فرسایش است .
آگهم. , بی شکّ و تردید و گمان .
رو به پایان میرود : عمرِ جهان .
وحیِ مُنزل , آید از عرشِ برین .
تا بپا گردد , قیامِ یومِ دین .
نا گهان , آغاز گردد زلزله .
بگسلاند از زمین , بس سلسله .
حکمِ خالق را , زمین اجرا کند .
نقشِ خود را , مو به مو ایفا کند .
آن طنینِ جانفزایِ نفخِ صور .
مُرده را اِحیا کند , در بطنِ گور .
هر یکی پرسد , زمین را چون شده ؟
کاینچنین , مجنون تر از مجنون شده؟
وانگهی گوید زمین : از حالِ خویش .
از شکم بیرون کند : اثقالِ خویش .
وحیِ حق را , می کند همیارِ خود .
فاش می سازد , همه اَسرارِ خود .
شرحِ اخبارش , چو باشد بی درنگ .
بهر خوبان زمزم و , بدها شرنگ .
هر کسی , بیند سزایِ کار خویش .
می کند برداشت از کردارِ خویش .
آنکه را : ( مثقالهََ خَیرآ یَرَه ) .
وانکه را : ( مثقالهَََ شرّآ یَرَه ) .
(( ای عظیم از راهِ حق : غافل مشو )).
(( چون نروید گندمی , از بذرِ جو )) .
******************
شاعر= عبدالعظیم عربی از خوزستان.
یاد آوری:
1_ نفخه صور= شیپوری که اسرافیل در
آن می دَمَد , تا مردگان زنده شوند.
2_ اثقال= چیزها.
3_ شرنگ = زهر = سَم .
4_ مُنزل = نازل شده .
5_ طنین = پیچیدن صدا در یک محوّطه.
اذا زلزلهُ الارص زلزالها ................
تقدیم به سوره یِ ( زلزال ) و عاشقان
قرآن دلارا و دلنشین و دلنوازو دلربا
=================
*** یوم الدّین ***
این جهان , فانیّ و هم بی ارزش است .
بی اَمان , در حیطه یِ فرسایش است .
آگهم. , بی شکّ و تردید و گمان .
رو به پایان میرود : عمرِ جهان .
وحیِ مُنزل , آید از عرشِ برین .
تا بپا گردد , قیامِ یومِ دین .
نا گهان , آغاز گردد زلزله .
بگسلاند از زمین , بس سلسله .
حکمِ خالق را , زمین اجرا کند .
نقشِ خود را , مو به مو ایفا کند .
آن طنینِ جانفزایِ نفخِ صور .
مُرده را اِحیا کند , در بطنِ گور .
هر یکی پرسد , زمین را چون شده ؟
کاینچنین , مجنون تر از مجنون شده؟
وانگهی گوید زمین : از حالِ خویش .
از شکم بیرون کند : اثقالِ خویش .
وحیِ حق را , می کند همیارِ خود .
فاش می سازد , همه اَسرارِ خود .
شرحِ اخبارش , چو باشد بی درنگ .
بهر خوبان زمزم و , بدها شرنگ .
هر کسی , بیند سزایِ کار خویش .
می کند برداشت از کردارِ خویش .
آنکه را : ( مثقالهََ خَیرآ یَرَه ) .
وانکه را : ( مثقالهَََ شرّآ یَرَه ) .
(( ای عظیم از راهِ حق : غافل مشو )).
(( چون نروید گندمی , از بذرِ جو )) .
******************
شاعر= عبدالعظیم عربی از خوزستان.
یاد آوری:
1_ نفخه صور= شیپوری که اسرافیل در
آن می دَمَد , تا مردگان زنده شوند.
2_ اثقال= چیزها.
3_ شرنگ = زهر = سَم .
4_ مُنزل = نازل شده .
5_ طنین = پیچیدن صدا در یک محوّطه.
- ۱۱.۳k
- ۰۷ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط