{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پا به پایت عاشقانه این همه راه آمدم

پا به پایت عاشقانه این همه راه آمدم
غافل اما هم چو یوسف بر لب چاه آمدم

قالب احساس من را دیدی و به به زدی
مثل زاغی ساده دل سمت تو روباه آمدم

عاشقی بودم که با چشمان تو شاعر شده
چشم خود رابستی و بیراه و همراه آمدم

آمدم شاید مرا با عشق خود تسکین دهی
چون گدایی بودم وپیش تومن شاه آمدم

با من و عشقم همیشه از جدایی دم زدی
من به یاد عشق پاکم با تو کوتاه آمدم

راه تو از من جدا شد رفتی و تنها شدم
تا به خود من آمدم دیدم که گمراه آمدم

نقطه ی ضعف مرافهمیدی از روز نخست
من ولی با چشم بازم در کمین گاه آمدم
دیدگاه ها (۲)

میروم تا گذری بر در میخانه کنم.میروم تازه گلو از لب و پیمانه...

گفتم عزیز قلبمی گفتی مگر دلداده ای!گفتم فدای چشم تو گفتی دگر...

نیست هوایی به سرم ، غیر هوای روی توکوچه به کوچه گشته ام،ت...

آسمان دست از دلم بردار دلگیرم هنوزحال قلبم خوب نیست ..... غم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط