{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را خبر ز دل بیقرار باید ونیست...

تو را خبر ز دل بیقرار باید ونیست...
غم تو هست ولی غمگسار باید ونیست...
اسیر گریه بی اختیار خویشتنم...
فغان که در کف من اختیار باید ونیست...
«رهی معیری»
دیدگاه ها (۷)

امشب غزل به نام باران می نویسم..با جوهر اشک فراوان می نویسم....

دیدنت باعث دلتنگی من خواهد شد...بعد هر آمدنت..رفتن اگر هست.....

تو شنیدی که دلم گفت:بمان ایست نرو...!بخدا وقت خداحافظیت نیست...

می روم بی آنکه بدانی..میان سینه ات...دل من است که می تپد..

امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی، که پس پرده...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

.. امام ملت .. رفتی و عطر یاد تو در روزگار ماندیعنی که از تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط