{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز جان من است

#پاییز جانِ من است

خود برگ به برگ جان می دهد
تا برگ به برگِ خاطراتت
دوباره در من جان بگیرد

باران که می بارد
دستِ مرا می گیری
از حصارِ زمان عبور می دهی
و پا به پای هر قطره باران
که بر گونه هایم می دود
تمامِ شهر را
با من هم قدم می شوی

بادِ سردی
پس از باران دوره ام می کند

چشمانم را می بندم
من تو را دوره می کنم
و تو مرا

دستانم را میان دستانت
در آغوش می گیری
به عمق چشمانم خیره می شوی
لبخندی روی لبانت نقش می بندد
و آرام می گویی "دوستت دارم"

سوزِ باد تنم را می لرزاند
و عشقِ تو دلم را

#زمستان #بهار و #تابستان
دلتنگت می شوم
و #پاییز دوباره دلگرم
و عاشقی با تو را
از سر می گیرم

#پاییز جانِ من است

#مسلم_مک_وندی
مسلم مک وندی
Moslem Makvandi
_
#پاییز_جان
#پاییز#باران_خاطرات
#عشق_تو#عاشقی#دلتنگی
دیدگاه ها (۱)

امشب چه تند می زند نبض احساس در رگ هایمباید همین نزدیکی ها ب...

امشب مهمانِ تو هستمبه صرفِ یک فنجان از قهوه ی چشمانت در کنار...

دیشب تا چشم هایم را بستم و پلک روی خواب هایم گشودمچون مسافری...

با تو درد و دل بسیار دارماما حرف هایم خسته تر از آنندکه از د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط