{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من خنده زنم بر دل ، دل خنده زند بر من 

من خنده زنم بر دل ، دل خنده زند بر من 
اینجاست که میخندد دیوانه به دیوانه 

من خنده زنم بر غم ، غم خنده کند بر من 
اینجاست که میخندد بیگانه به دیوانه 

من خنده کنم بر عقل او خنده کند بر من 
اینجاست که میخندد ویرانه به دیوانه 

من خنده کنم بر تو ، تو خنده کنی بر من 
اینجاست که میخندیم هر دو چو دو دیوانه 

من خنده کنم بر او ، او خنده کند بر من 
دیگر به چه میخندم دل رفت از این خانه

#وحشی_بافقی
دیدگاه ها (۰)

از درد سخن گفتن و از درد شنیدنبا مردم بی درد ندانی که چه درد...

لایو امروز صبح فایک😍فقط اونجایی که لنز گوشیشو تمیز میکنه😂#ra...

قول داد که امشب به خوابم می‌آید،حالا از شوقِ اینکه قرار استد...

‌گر تو را خاطر ما نیستخیالت بفرست...👤سعدی

شعر زیبای حکیم فردوسی✍️ داستان این روز های ما💔نبود این چنین ...

شانه ات را خواستم خانه ام ویرانه شدرفتی و درمان نبودی دلم دی...

دل ندادم که مرا یک روز خاکستر کنیدل به تو دادم که حالم را کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط