دوستتون دارم دوستای گلم
دوستتون دارم دوستای گلم
امید را از نجاری آموختم،
که مغازه اش سوخت!
ولی او با همان چوب های سوخته مغازه ذغال فروشی باز کرد...
امید را از نجاری آموختم،
که مغازه اش سوخت!
ولی او با همان چوب های سوخته مغازه ذغال فروشی باز کرد...
- ۱.۹k
- ۲۵ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط