بس کن ای زیبای من، اینطور فالم را نگیر
بس کن ای زیبای من، اینطور فالم را نگیر
هی نکن امروز و فردا، حس و حالم را نگیر؛
شاید این حرف ِ توباشد اشتباه و می شود
هـِـی نگو امکان ندارد، احتمالم را نگیر؛
من به یادت، خاطراتت، بودنت مشغولم و
جز تو که کاری ندارم، اشتغالم را نگیر؛
با تو من میسوزم امـّا با تو هم روشن شدم،
شعله ات را برندار و اشتعالم را نگیر؛
سد نساز و خواهشا ً این راهها را هم نبند،
رود هستم سمت ِ دریا، اتصالم را نگیر؛
میوه ای کالم وَ هستم متصل بر شاخه ات،
نه ! نکن از خود جدا من را، کمالم را نگیر؛
در خیالاتم تو هستی و تو هستی و تویی،
خوش خیالم با خیال ِ تو ، خیالم را نگیر
هی نکن امروز و فردا، حس و حالم را نگیر؛
شاید این حرف ِ توباشد اشتباه و می شود
هـِـی نگو امکان ندارد، احتمالم را نگیر؛
من به یادت، خاطراتت، بودنت مشغولم و
جز تو که کاری ندارم، اشتغالم را نگیر؛
با تو من میسوزم امـّا با تو هم روشن شدم،
شعله ات را برندار و اشتعالم را نگیر؛
سد نساز و خواهشا ً این راهها را هم نبند،
رود هستم سمت ِ دریا، اتصالم را نگیر؛
میوه ای کالم وَ هستم متصل بر شاخه ات،
نه ! نکن از خود جدا من را، کمالم را نگیر؛
در خیالاتم تو هستی و تو هستی و تویی،
خوش خیالم با خیال ِ تو ، خیالم را نگیر
- ۱.۱k
- ۲۹ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط