به دنیا که آمدیم!
به دنیا که آمدیم!
پا به پایش هم حرکت کردیم؛
غصه هایش را خوردیم؛
شانه سنگینی هایش را متحمل شدیم؛
درد هایش را کشیدیم؛
او ولی هی دستانمان را ول می کرد؛
از گوشه ای می خندید به ما ؛
و با لبخندِ ژکوند ،فریاد می زد غصه هایم نوش جانتان ..
تقصیر دنیا نیست!
اشکال از خودمان است ؛
خدایی را که دنیا را آفرید فراموش کردیم ؛
دنیا شده است خدایمان....
پا به پایش هم حرکت کردیم؛
غصه هایش را خوردیم؛
شانه سنگینی هایش را متحمل شدیم؛
درد هایش را کشیدیم؛
او ولی هی دستانمان را ول می کرد؛
از گوشه ای می خندید به ما ؛
و با لبخندِ ژکوند ،فریاد می زد غصه هایم نوش جانتان ..
تقصیر دنیا نیست!
اشکال از خودمان است ؛
خدایی را که دنیا را آفرید فراموش کردیم ؛
دنیا شده است خدایمان....
- ۲۸۴
- ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط