{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در درونت مهربان ٬ جور وجفایت را بکش

در درونت مهربان ٬ جور وجفایت را بکش
بازلبخندی بزن ٬ بغض صدایت را بکش

آن گره از روسری وا کن ٬ رها کن گیسوان
چشمِ بدبین و حسود خنده هایت را بکش

سرخیِ لبهای تو شد وامدار خون دل
خون به پا کن ٬ شاعرِ آن بوسه هایت را بکش

کشتیِ چشمان تو صد نوح و موسی را حریف
چون تو سکاندار عشقی ناخدایت را بکش

شال گردن در حضورت شد خجل از بودنش
دست ٬ در گردن ٬ غمِ سرد سرایت را بکش

چونکه بین ما دوتن یک پیرهن حایل شده
نازنین این حایلِ بس نابجایت را بکش

عطرِ گلهای بهاری گمشده در دامنت
وعده ی هر روزه و ترفندهایت را بکش

جان من بسیارگفتم ٬ گوش کردی یاکه نه؟
خواستی این «عندلیب» بینوایت را بکش

عاشقانه های #سعیدعندلیبی
دیدگاه ها (۱)

چراغ اخر .صادق چوبک ..علی پس معنی نورعلی نور.محمد با علی گرچ...

ورق بزنید.....

رها🍂 من تو رااز زمستان های خودتتا بهارِ دیگری رساندمتمام راه...

♡yaşiyorum seni delice ♡...❣️

هر چند رسیدن به تو مقصود و مراد است؛گر میلِ خودت نیست به اصر...

gal benimle 🫴....❣️

رها🍂 منته مانده ی پروازی هستمکه بادنامش را فراموش کرده استنه...

پاییزسرد و بی رحم نیستفقطجسارت زمستـان را نداردذره ذره زرد  ...

یڪ روز یڪ نفر می‌آیدو جای تمامِ زخم‌هایت رابا شعر عوض می‌ڪند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط