یک نفر هست
یک نفر هست
میانِ شبِ تاریکِ دلم،
که به من نزدیک است
و نفس می گیرد
از جانم؛
پایِ عشقش هستم.
و به قدرِ عطشِ موج
که از دامنِ دریا به ساحل ریزد،
من کنارش هستم.
موج بر موج
به او می رسد
این خسته یِ جان،
او
بهایِ دلِ درگیرِ مرا می داند؟
من
به رویایِ
شبِ تاریکش دل بستم!...
میانِ شبِ تاریکِ دلم،
که به من نزدیک است
و نفس می گیرد
از جانم؛
پایِ عشقش هستم.
و به قدرِ عطشِ موج
که از دامنِ دریا به ساحل ریزد،
من کنارش هستم.
موج بر موج
به او می رسد
این خسته یِ جان،
او
بهایِ دلِ درگیرِ مرا می داند؟
من
به رویایِ
شبِ تاریکش دل بستم!...
- ۴۱۲
- ۲۵ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط