{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوش به حالتون اصلا امروز تکلیف ندارم

خوش به حالتون اصلا امروز تکلیف ندارم:)
بعد از کلاس گیاه شناسی نوبت کلاس دفاع در برابر شرارت بود که استادمون✓(به جای اسم همون نویسندهِ)وارد کلاس شد و شروع کرد به معرفی خودش و گفت✓:حالا می خواهم یک ازمون کوچولو بگیرم،ولی نگران نباشید فقط می خواهم سطح کلاس رو بسنجم.وبرگه هارو پخش کرد.
+کاترین
-دریکو
- ای ها که در باره ی خودشه
+خیلی مغروره
-اره،حالا چی کار کنیم
+حالا چیکار کنیم نه،حالا چی کار کنم چون من در بارش خوندم از رو ی من بنویس
-دست درد نکنه
+خواهش
و بعد ازمون شروع شد من هم اروم مینوشتم که دریکو بتونه تغلب کنه و بعد تحویل دادیم
و شروع کرد به تصیح کردن برگه ها
✓افتضاحه،خیلی بده،کی گفته رنگ مورد علاقه من بنفشه؟او خانم گرنجر و ریدل می تونن به من در نوشتن کتاب جدیدم کمکم کنند،عالیه.
و بعد چشمک زد و هرماینی هم که یکدل نه صد دل عاشق استاد بود
✓حالا برای درس امروزتون،یک ازمایش داریم.به نعفتون هست که جیغ نزنید.
و پارچه روی قفس رو برداشت و یک عالمه پیکسی داخلش بودن
+دریکو ،هر وقتی که گفتم فرار به سمت در بدو
- چرا؟
+الان میفهمی
و استاد در قفس رو باز کرد
+فرار
ولی دریکو اول دست کاترین رو گرفت و بعد سمت در خروجی کلاس دویدن و بالاخره فرار کردن.
-تو حالت خوبه؟
+اره،تو چی؟
- منم همینطور
+راستی الیزابت از پیکسی ها میترسه!من میرم بیارمش
ـ باشه،مراقب باش
و کاترین رفت داخل و دید الیزابت روی زمین داره گریه می کنه
درستش رو گرفتم و به برون دویدیم
+الیز جونم،حالت خوبه؟
# من.......میترسم......
کاترین بغلش کرد و مو هاش رو نوازش کرد
+چیزی نیست،دیگه در امانی
# مرسی....کاترین...
و بعد چند دقیقه حالش خوب شد و به
سمت سر سرا حرکت کردیم تا غذا بخوریم
(استراحتی کوتاه🍀)
دیدگاه ها (۴)

برای فردا اگر تکالیفم زیاد نبود کلی پارت جدید داریم و اگر هم...

اولین درسمون کلاس گیاه شناسی بود و آماده بودیم تا استاد بیاد...

@همچنان در سرسرا@& الیزابت/+کاترین+نظرت هست امشب بریم پیش ها...

فردا کلاس پرواز داشتم و پرفسور هوچ بهمون یاد داد چطوری جارو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط