{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تابوت شهید که آمد ...

تابوت شهید که آمد ...
مادر کفن را باز کرد
فرزند دلبندش ؛
سر در بدن نداشت
خندید و گفت :
قول داده بود بیاید و آمد ...
پسرم همیشه "سرش" میرفت ،
"قولش" نمیرفت
مثل الان...
دیدگاه ها (۲)

🌿شهـید یوسف داور پناه🌿مادرشـهید میگفت: من مظلوم ترین مادر شه...

مامور سرشماری: سلام . مادر جانميشه لطفا بیای دم در ؟سلام پسر...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟎صبح، یونا کنار پنجره ایستاده...

رقیب کوچولوی جیمین... عصر همان روز...جیمین نقشه‌ای کشیده بود...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۰: گفتگوی آخر شبخونه سوآ کم‌کم داشت ساکت ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت🖤 پارت ۶ | «جیا و اتاق ممنوعه» 😂...

پارت دوم | سفارشِ همیشگیروز بعد، جنگکوک برخلاف همیشه چند دقی...

قسمت هشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط