{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ⁵⁰_ last part

Part ⁵⁰_ last part
The name of the story: Madness hall(تالار جنون)

با خنده ی شیطانی ای گفت:
ثابت که هیچ... عاشقت میکنم همون طوری که من مجذوب تو شدم........
نزدیک تر شد تا جایی که بینیش به بینیه من تماس پیدا کرد........
گفت:
با من ازدواج میکنی؟!
گفتم:
با کمال میل........
کمی دور شد و با حالت تعجبی گفت:
پس_
حرفشو پس گرفتم:
کثافت بفهم که منم دوستت دارم........
من تا الان داشتم فریبت میدادم........
گفت:
چی؟
گفتم:
منم دوستت داشتم و اطلاع داشتم که دشمنمی ولی برام مهم نبود.........
مگه دشمنا عاشق نمیشن؟!
گفت:
اوه، پس فکر کنم........
تو یه خرابکار ماهری... خرابکار ماهر من..‌......
خندید مو گفتم:
دوستت دارم..........
نزدیک شد و محکم بوسم کرد... از خون لب هامون نوشیدیم و من به عنوان خون آشام، زن ایشون نام برده شدم.‌.......
دیدگاه ها (۰)

Part ⁴⁹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفت:او...

Part ⁴⁸The name of the story: Madness hall(تالار جنون)رفتم س...

Part ⁴²The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط