{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
مهره ها را چید، سربازم عقب تر میرود
روسری سر کرده اما با گره ور می رود

اسب او با یک پرش از روی سربازان پرید
اسب من هم عاشقش شد بس که محشر می رود

با وزیرش مهره ها را پشت هم انداخت، بعد
با چه ترفندی سراغ شاه کشور می رود

رخ به رخ گشتیم بعد از رفتن سربازها
محض بوسیدن نگاهی کن که با سر می رود

موقع شطرنج با من روسری سر کن عزیز
با سیاهی لشکرت یک شاه هم در می رود

مات لب هایت شدم.ماتیک بازیگر نبود
کیش و ماتم کرده بازی رو به آخر می رود

عاقبت هم با وجود باخت ها و برد ها
شاه من با شاه تو یک روز محضر میرود
.
دیدگاه ها (۱۰)

الهی ؛ اگر چه درویشم ولی داراتر از من کیست،که تو دارایی منی....

ﻣﺮﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺑﺒﺮﺳﭙﺲ ﺭﻫﺎ ﮐﻦ ﻭ ﺑﺮﮔﺮﺩ...ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﺁ...

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ایآتش خرمن آهی که به قلبم زده...

دسته گل ها دسته دسته میروند از یاد هاگریه کن ای آسمان،در مرگ...

جلاد𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟒صدای قدم‌های جئون توی راهروی ساکت عمارت می‌پیچید،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط