{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی

درخواستی
عضو هشتم
Part: ⁹
رایا حالا دیگر حاضر بود بمیرد اما دختر چهار ماه اش زنده بماند..
فضا برای همه سنگین شده بود
رایا فکر نمی کرد آنقدر جیمین عصبی بشه
کلمات از دهنش به زور بیرون می اومد
-من ...من ..جیمین حالم بده ..
دمای بدنش بالا رفت
تبش احتمالا رو ۳۹ اینا بوده
+چی زر میزنی ها؟ فکر کردی با این م_
حرفش با افتادن رایا نصفه موند‌
صاف افتاد تو بغلش صورتش خیس عرق بود
اون خشم عصبانیت کم کم تبدیل به عصبانیت و نگرانی شد
بدون هیچ حرفی براید استایل بغلش کرد و بین راه تمام افکارش شده بود
که واقعا بچه خودمه ؟ اصلا باشه چرا از من مخفی کرده ؟ جواب آرمی ها رو باید چی بدم آنقدر غرق افکارش شده بود که نفهمید کی به بیمارستان مرکزی سئول رسید
براید استایل بغلش کرد و ماسکش رو داد بالا
با چیزی که تو اخبار دید شکه شد
ادامه دارد
ببخشید کم بود یه چند وقتی هست زیاد حالم اوکی نیست:)
دیدگاه ها (۹)

درخواستی عضو هشتم Part:¹⁰با چیزی که تو اخبار دید شوکه شد دس...

درخواستی عضو هشتم Part:¹¹/خوب ما آزمایش ها رو گرفتیم و متوجه...

درخواستی عضو هشتم Part:⁸-من ...من حاملم برای لحظه ای انگار ز...

سلام خوشگلام خوبین؟ پیج دوم پرنسمم مسدود شد@army_0456لطفاً پ...

کجدرخواستی عضو هشتم Part:⁴+رایا چت شده ها؟ _چیزی نپرس فقط بز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط