{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کجدرخواستی

کجدرخواستی
عضو هشتم
Part:⁴
+رایا چت شده ها؟
_چیزی نپرس فقط بزن کنار ( داد و جلوی دستاش رو گرفته)
جیمین زد کنار!
_( داره بالا میاره)
ویو ادمین
جیمین از ماشین پیاده میشه و براش اب میبره
+رایا
_( جوابی نمیده)
+رایا بهتری؟
_اره..بهترم ( با صدای گرفته میگه و اب رو از دست جبمین میگیره)
+بیا قشنگم بیا بریم تو ماشین ( دست رایا رو میگیره و به سمت ماشین میبره و کمربندش رو می بنده)
+خوب رایا زود باش بگو چرا این جوری شدی
_چیزی نیست
+چیزی نیست؟ این دومین باره که امروز این جوری میشی رایا عزیزم من نگرانتم درک کن
_غذا دیشب خیلی خرده بودم همین
+پس مطمئن باشم که حالت خوبه دیگه؟
_اوهوم
+خوب پس بریم
(ماشین رو روشنن میکنه
و یک موزیک ملایم میزاره و لب میزنه )
+میگم رایا چقد چاق شدی( خنده)
_یاااا نخندددد دوست داشتمم اصلاا
+دوست داشتی که چند روز دیگه کنسرت داریم می تونی تا اون موقع لاغر شی؟
_بله اگه غذا ها بزارن
+(میخنده)
ویو ادمین
رایا خیلی کم غذا هست ولی چون بارداره غذا زیاد میخوره تا بهونه ای داشته باشه رایا سرش و به شیشه ماشین تکیه داد و غرق افکارش شد ..
ویو رایا
چیکار باید کنم؟
نمی تونم نمی تونم دختری که چهار ماه تو شکمم باهاش زندگی کنم رو سقط کنم
ویو ادمین
اشک های رایا کم کم سرازیر شد وتا حدی که گوشش رو خیس کرد اما جیمین هنوز متوجه این نشده بود البته بهتر بود که نشه چون اتقد رایا رو سوال پیچ میکرد تا بگه چیشده
ادامه دارد
دیدگاه ها (۱۰)

سلامپیج قبلیم با ۲۹۰ و خورده ای فالور از دسترس خارج شد و انق...

عضو هشتم درخواستی part:³هرچی باشه ۴ ماه تو شکمم بود ! نفهمید...

مرگ و زندگی:.......پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط