{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناز پروده ے عشق تو شدم

ناز پروده ے عشق تو شدم
جان منے...

درد خود با کہ بگویم
کہ تو درمان منے..

دین و دنیا و همہ هستے من ...
رفتہ بہ باد...

هیچ سرمایہ مـرا نیست ...
تو ایمان منے...

#دسته_گل
دیدگاه ها (۵)

بلاتکلیف آمدنت مانده ام ...بیا تا واگذار کنم این اسفند بی رم...

نوشتی آخر نامه که «روزگار به‌کام»ندانی این‌که مرا بی تو روزگ...

دوستت دارمو برای اثباتِ این جملهتمامِ "جانم" را میدهم،باورَش...

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیاییچه غریبانه غریبانه نوشتم ک...

،،، دوصد تاڪستان غمم بود ڪہ شب، پیڪ مےزد بہ صبح و آن همہ شا...

مهسا پیام داد. پیامی که بغض و اشک از واژه واژه اش می‌چکید. ج...

بیا گویم برایت داستانیکه تا تأثیر چادر را بدانیدر ایامی که ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط