دوستیاجباری
#دوستی_اجباری
#پارت_۹
( تهیونگ ) :تو منو نجات دادی ... ازت ممنونم ... و ...
کمی مکث کرد . نمیتونست از پسر عذرخواهی کنه . اون ادم مغروری بود . ناخودآگاه بدون اینکه متوجه بشه داشت دست پسر رو فشار میداد .
جیمین ، تهیونگ رو به خودش اورد .
( جیمین ) : ت-... تهیونگ دا-... داری ....
( پسره ) : آخ ...
تهیونگ توجهش به دست پسر رفت و متوجه شد داره دستش رو فشار میده .
( تهیونگ ) : وای نه ... حالت خوبه ؟
تهیونگ به طور عجیبی زور زیادی داشت و وقتی دستشو برداشت دید جای فشار دستش روی دست پسر مونده .
( پسره ) : خودت چی فکر میکنی ؟
تهیونگ سرشو گرفت پایین . خیلی شرمنده اون پسر بود . ولی خب تهیونگ غروری عمیق داشت و نمیتونست عذرخواهی کنه . ولی برای اولین بار تلاش کرد ...
( تهیونگ ) : م-... مع-...
نمیتونست ... هر کاری میکرد نمیتونست .
( تهیونگ ) : معذ-... معذرت-...
خیلی داشت به خودش فشار میاورد . شلوارشو داشت فشار میداد که ...
( پسره ) : اشکال نداره .
تهیونگ سرشو بالا اورد و با تعجب به پسر نگاه کرد .
( پسره ) : مهم نیست .
و لبخند ریزی زد .
( جیمین ) : دوست داری باهامون دوست بشی ؟
( پسره ) : واقعا ؟! ( با تعجب )
( تهیونگ ) : هوم ...
جیمین برگشت تهیونگ رو نگاه کرد .
( جیمین ) : تهیونگ ! ( با تاسف )
پسره هم تو چشماش غم بود . تهیونگ کمی مکث کرد و گفت ...
( تهیونگ ) : چرا که نه . من تهیونگم . کیم تهیونگ . اینم جیمینه . پارک جیمین .
پسر خیلی خوشحال شده بود .
( پسره ) : من هوسوکم . جانگ هوسوک .
( جیمین و تهیونگ با هم ) : خوشبختیم .
( هوسوک ) : منم ... خب ...
( جیمین ) : خب چی ؟
( هوسوک ) : الان چی میشه ؟
جیمین و هوسوک جفتشون اول همو نگاه کردن بعد برگشتن و به تهیونگ نگاه کردن .
تهیونگ تو فکر بود ولی یهو گفت ...
( تهیونگ ) : باید یه درس حسابی بهشون بدیم .
خب خب پارتم تموم شد ... حمایت میکنی ذوق کنم ؟ 🥺
شرط =
۴۰ تا لایک 💜
۳۰ تا کامنت 〰️
۳ تا فالو 👥
دوستون دارم بوص به کلتون 😘
#بی_تی_اس #بنگتن #نامجون #آر_ام #جین #یونگی #شوگا #هوسوک #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #وی #جونگکوک #کوکی #آرمی #بلک_پینک #جنی #لیسا #رزی #جیسو #بلینک #انهایپن #نیکی #جی #جیک #سونگهون #جونگوون #هیسونگ #سونو #انجین #کیپاپ #هیپ_هاپ #موسیقی
#پارت_۹
( تهیونگ ) :تو منو نجات دادی ... ازت ممنونم ... و ...
کمی مکث کرد . نمیتونست از پسر عذرخواهی کنه . اون ادم مغروری بود . ناخودآگاه بدون اینکه متوجه بشه داشت دست پسر رو فشار میداد .
جیمین ، تهیونگ رو به خودش اورد .
( جیمین ) : ت-... تهیونگ دا-... داری ....
( پسره ) : آخ ...
تهیونگ توجهش به دست پسر رفت و متوجه شد داره دستش رو فشار میده .
( تهیونگ ) : وای نه ... حالت خوبه ؟
تهیونگ به طور عجیبی زور زیادی داشت و وقتی دستشو برداشت دید جای فشار دستش روی دست پسر مونده .
( پسره ) : خودت چی فکر میکنی ؟
تهیونگ سرشو گرفت پایین . خیلی شرمنده اون پسر بود . ولی خب تهیونگ غروری عمیق داشت و نمیتونست عذرخواهی کنه . ولی برای اولین بار تلاش کرد ...
( تهیونگ ) : م-... مع-...
نمیتونست ... هر کاری میکرد نمیتونست .
( تهیونگ ) : معذ-... معذرت-...
خیلی داشت به خودش فشار میاورد . شلوارشو داشت فشار میداد که ...
( پسره ) : اشکال نداره .
تهیونگ سرشو بالا اورد و با تعجب به پسر نگاه کرد .
( پسره ) : مهم نیست .
و لبخند ریزی زد .
( جیمین ) : دوست داری باهامون دوست بشی ؟
( پسره ) : واقعا ؟! ( با تعجب )
( تهیونگ ) : هوم ...
جیمین برگشت تهیونگ رو نگاه کرد .
( جیمین ) : تهیونگ ! ( با تاسف )
پسره هم تو چشماش غم بود . تهیونگ کمی مکث کرد و گفت ...
( تهیونگ ) : چرا که نه . من تهیونگم . کیم تهیونگ . اینم جیمینه . پارک جیمین .
پسر خیلی خوشحال شده بود .
( پسره ) : من هوسوکم . جانگ هوسوک .
( جیمین و تهیونگ با هم ) : خوشبختیم .
( هوسوک ) : منم ... خب ...
( جیمین ) : خب چی ؟
( هوسوک ) : الان چی میشه ؟
جیمین و هوسوک جفتشون اول همو نگاه کردن بعد برگشتن و به تهیونگ نگاه کردن .
تهیونگ تو فکر بود ولی یهو گفت ...
( تهیونگ ) : باید یه درس حسابی بهشون بدیم .
خب خب پارتم تموم شد ... حمایت میکنی ذوق کنم ؟ 🥺
شرط =
۴۰ تا لایک 💜
۳۰ تا کامنت 〰️
۳ تا فالو 👥
دوستون دارم بوص به کلتون 😘
#بی_تی_اس #بنگتن #نامجون #آر_ام #جین #یونگی #شوگا #هوسوک #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #وی #جونگکوک #کوکی #آرمی #بلک_پینک #جنی #لیسا #رزی #جیسو #بلینک #انهایپن #نیکی #جی #جیک #سونگهون #جونگوون #هیسونگ #سونو #انجین #کیپاپ #هیپ_هاپ #موسیقی
- ۲۶.۰k
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط