{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز ها میگذرند و من هنوز همان مترسک تنهای باغ کشاورزم.

روز ها میگذرند و من هنوز همان مترسک تنهای باغ کشاورزم.
تنها...
با قلبی کاغذی و احساسی مبهم، من این قلب کاغذی را دوست دارم..
در کوچه پس کوچه های این شهر..
آدمها دیگر رنگ بوی گذشته را ندارند..
حرف هایشان دیگر محتوایی ندارد و عشق..!
چیزی جز توهم نیست...
راضیم،به حضور تنهایی در کنار خودم..
و عشقی که خاطراتش را کوچه و خیابان بهتر به یاد دارند..
من..این تنهایی و قلب تو خالی را ترجیح میدهم.!
به رنگ و بوی عشق های لحظه ای
و خنده های مصنوعی, پشتِ دل های ترک خورده..
حال..این منم و قلبی تنها در میان انبوهی از قلب های دونفره..
دیدگاه ها (۱)

یکــــــــــــــ دقیقه سکوتــــــــــــ !بخــاطــــرِ تمــام...

‌ من برای خودم خط هایی دارم دور بعضی چیزها زیر بعضی چیزهاو ر...

تو را باید کمی بیشتر دوست داشتکمی بیشتر از یک همراهکمی بیشتر...

خیلیها فکر می کنند، زشت ترین بخش بدن شان بینی شان است!بعضیها...

خستگی و حوصله نداشتن که به معنای دوست نداشتن نیست. آدمها حق...

پارت ۲۳مردم همگی یکجا جمع شده بودند، مثل همیشه.کوچه های سرزم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط