{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدمت ، انگار چیزی بر دلم تأثیر کرد ...

دیدمت ، انگار چیزی بر دلم تأثیر کرد ...
با نگاه ساده ات ، دنیای من تغییر کرد ...

دیدمت ، با لحن آرامی صدایم کردی و ...
این دل مغرور ، در لحن صدایت گیر کرد ...

غرق آرامش مرا خواندی و گفتی میشود ...
با سوالم ذهنتان را هم کمی درگیر کرد ؟!

میشود با من بمانی ! ساده… میخواهم تو را ...
جمله ای ساده ، دلم را برد و در زنجیر کرد ..

اندکی با شوق، بی وقفه نگاهت کردمو ...
در دلم گفتم که چشمانت دلم را پیر کرد !!!

رفتی و از دور میدیدم ، پر از دلشوره ای ...
تو نفهمیدی ، که عشقت در دلم تکثیر کرد

تیر آخر را زدی ، وقتی که گفتی عاشقم ...
عاشقت بودن ، مرا از هر تجرد سیر کرد
دیدگاه ها (۲)

سحری بود و هنوزگوهر ماه به گیسوی شب آویخته بود گل یاسعشق در ...

خوشا مرغی که در کنج قفس با یاد صیادشچنان خرسند بنشیند که پند...

شعرانه در منی ونعل می‌زنیبر دیوانگی‌ام ...و عشقمیخکوب ِ این ...

لب‌ها می لرزندشب می تپدجنگل نفس می کشدپروای چه داری، مرا در ...

رمان جدیددددد....# رمان: زیر نور خاموش سئول## فصل اول: دختری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط