هی داد می زنیم که از تو نشانه نیست

هی داد می زنیم که از تو نشانه نیست
یک روز می رسی تو و جای بهانه نیست

یا عرض حاجت است، و یا که شکایت است
آقا ببخش اگر غزلم عاشقانه نیست

خوشحالم از فراق تو شعری سرودم و
تاریخ ماندگاری آن جاودانه نیست

ما را به بام خود بنشان که بدون تو
در هیچ جا نشانه ای از آب و دانه نیست

گفتم بیا به خانه ی قلبم؛ تو آمدی...
تو آمدی ولی کسی انگار خانه نیست

با تیغ روزگار چه بهتر جدا شود
وقتی سرم طفیلی این آستانه نیست

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
دیگر زیاد بر لبمان این ترانه نیست

جز در غم کمان شدن عمه زینبت
خون اشک های جاری تو بی کرانه نیست

مُرد از غم نمردن در ماتم حسین
بر پیکرش بگو که رد تازیانه نیست
دیدگاه ها (۳)

#یادداشتروحانی می گوید: ما حق دخالت در پوشش و زندگی خصوصی م...

‌ یا موسی بن جعفر یا مظلوم درد محض است مداوا شدنش ممکن نیستک...

‌ ‌ ‌ ‌بسـم الله الرحمـن الرحیـمبیدار شدن ِهر صـبح یه فرصت د...

زینب و یه دشت جنازهزینب و نعل های تازهزینب و یه گوش پارهزینب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط