1/2نکتهها و پیام های سوره آل عمران آیه 92 :
1/2نکتهها و پیام های سوره آل عمران آیه 92 :
1.با توجّه به اشتقاق لغوی «برّ» که به معنای توسعه در خیر است؛ در قرآن- (بقره، 177) - ایمان و عمل صالح و جهاد و نماز و وفای به عهد، از نمونههای بِرّ معرفی شدهاند.
2.در قرآن همگان توصیه شدهاند که در انجام «برّ» همدیگر را یاری کنند. «تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ» (مائده، 2)
و در این آیه نیز میفرماید که شما هرگز به این گوهر گرانبها نمیرسید، مگر آنکه از آنچه دلپسند شماست و آن را دوست میدارید، انفاق کنید.
3.نمونههایی از انفاق مؤمنان:
- ابوطلحه انصاری، بیشترین درختان خرما را در مدینه داشت و باغ او محبوبترین اموالش بود. این باغ که روبروی مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله واقع شده بود، آب زلالی داشت. رسول خدا صلی الله علیه و آله گاه و بیگاه وارد آن باغ میشد و از چشمهی آن مینوشید. این باغِ زیبا و عالی، درآمد کلانی داشت که مردم از آن سخن میگفتند. وقتی آیه نازل شد که «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی ...» او خدمت پیامبر رسید وعرض کرد: محبوبترین چیزها نزد من این باغ است، میخواهم آن را در راه خدا انفاق کنم. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: تجارت خوبی است، آفرین بر تو، ولی پیشنهاد من آن است که این باغ را به فقرای فامیل و بستگان خویش دهی. او قبول کرد و باغ را بین آنان تقسیم کرد.
- چند نفر مهمان ابوذر شدند، ابوذر گفت: چون من گرفتاری دارم، شما خودتان یکی از شتران مرا نحر و غذا تهیه کنید. آنها شتر لاغری را انتخاب کردند. ابوذر ناراحت شد و پرسید: چرا شتر فربه و چاق را نیاوردید؟ گفتند: آن را برای نیاز آینده تو گذاشتیم. ابوذر فرمود: روز نیاز من روز قبر من است.
- وقتی فاطمه زهرا علیها السلام را در شب عروسی به خانه شوهر میبردند، فقیری از حضرت پیراهن کهنهای درخواست کرد. فاطمه زهرا علیها السلام به یاد این آیه «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ ...» افتاد و همان پیراهن عروسیش را به او بخشید.
- عبداللّهبن جعفر، غلام سیاهی را دید که در باغی کارگری میکند، به وقت غذا سگی وارد باغ شد و در برابر غلام نشست. غلام لقمهای به او داد، باز سگ با نگاه خود تقاضای غذا کرد، غلام غذای خود را لقمه لقمه به او داد تا تمام شد. از او پرسید: خودت چه میخوری؟
گفت: من امروز سهمی ندارم. پرسید: چرا این کار را کردی؟ گفت: این سگ از راه دور آمده و گرسنه بود. عبداللّه از فتوّت این غلام تعجّب کرد. آن باغ و غلام را خرید، غلام را آزاد کرد و باغ را به او بخشید.
#قرآن#قرآن_کریم#نکته_ها_و_پیام_های_قرآنی#مصحف#استاد_قرائتی#اسلام#شیعه#تفسیر#تفسیر_نور#کتاب_خدا#أیات#آیه#سوره#پیام#پیام_قرآن#پرسش_قرآنی#تفسیر_قرآن#ترجمه قرآن#quran#
1.با توجّه به اشتقاق لغوی «برّ» که به معنای توسعه در خیر است؛ در قرآن- (بقره، 177) - ایمان و عمل صالح و جهاد و نماز و وفای به عهد، از نمونههای بِرّ معرفی شدهاند.
2.در قرآن همگان توصیه شدهاند که در انجام «برّ» همدیگر را یاری کنند. «تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ» (مائده، 2)
و در این آیه نیز میفرماید که شما هرگز به این گوهر گرانبها نمیرسید، مگر آنکه از آنچه دلپسند شماست و آن را دوست میدارید، انفاق کنید.
3.نمونههایی از انفاق مؤمنان:
- ابوطلحه انصاری، بیشترین درختان خرما را در مدینه داشت و باغ او محبوبترین اموالش بود. این باغ که روبروی مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله واقع شده بود، آب زلالی داشت. رسول خدا صلی الله علیه و آله گاه و بیگاه وارد آن باغ میشد و از چشمهی آن مینوشید. این باغِ زیبا و عالی، درآمد کلانی داشت که مردم از آن سخن میگفتند. وقتی آیه نازل شد که «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی ...» او خدمت پیامبر رسید وعرض کرد: محبوبترین چیزها نزد من این باغ است، میخواهم آن را در راه خدا انفاق کنم. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: تجارت خوبی است، آفرین بر تو، ولی پیشنهاد من آن است که این باغ را به فقرای فامیل و بستگان خویش دهی. او قبول کرد و باغ را بین آنان تقسیم کرد.
- چند نفر مهمان ابوذر شدند، ابوذر گفت: چون من گرفتاری دارم، شما خودتان یکی از شتران مرا نحر و غذا تهیه کنید. آنها شتر لاغری را انتخاب کردند. ابوذر ناراحت شد و پرسید: چرا شتر فربه و چاق را نیاوردید؟ گفتند: آن را برای نیاز آینده تو گذاشتیم. ابوذر فرمود: روز نیاز من روز قبر من است.
- وقتی فاطمه زهرا علیها السلام را در شب عروسی به خانه شوهر میبردند، فقیری از حضرت پیراهن کهنهای درخواست کرد. فاطمه زهرا علیها السلام به یاد این آیه «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ ...» افتاد و همان پیراهن عروسیش را به او بخشید.
- عبداللّهبن جعفر، غلام سیاهی را دید که در باغی کارگری میکند، به وقت غذا سگی وارد باغ شد و در برابر غلام نشست. غلام لقمهای به او داد، باز سگ با نگاه خود تقاضای غذا کرد، غلام غذای خود را لقمه لقمه به او داد تا تمام شد. از او پرسید: خودت چه میخوری؟
گفت: من امروز سهمی ندارم. پرسید: چرا این کار را کردی؟ گفت: این سگ از راه دور آمده و گرسنه بود. عبداللّه از فتوّت این غلام تعجّب کرد. آن باغ و غلام را خرید، غلام را آزاد کرد و باغ را به او بخشید.
#قرآن#قرآن_کریم#نکته_ها_و_پیام_های_قرآنی#مصحف#استاد_قرائتی#اسلام#شیعه#تفسیر#تفسیر_نور#کتاب_خدا#أیات#آیه#سوره#پیام#پیام_قرآن#پرسش_قرآنی#تفسیر_قرآن#ترجمه قرآن#quran#
- ۱.۶k
- ۰۲ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط