سناریودرخواستی
#سناریو(درخواستی)
وقتی مافیان و عاشقمون هستن ولی ما دوسشون نداریم میان خاستگاریمون (خشن درخواستی دادین)
نامجون: هعی چرا نگاه نمی کنی تو چشمام؟
ات: چیز . . .
نامجون: قراره از این به بعد تو چشمام نگاه کنی همیشه
چون تو دیگه مال خودمی
جین: تو مال خود خودمی ات اینو می دونستی؟الانم قراره به صورت رسمی مال باشی
شوگا: حتی اگه منو دوستم نداشته باشی دیگه باید به این موضوع عادت کنی
جیهوب:قراره با یه بله همه چیز خوب پیش بره
اینطور نیست؟
جیمین: می دونم که ته دلت دوستم داری( درحالی که ات دوستش نداره)
تهیونگ: از حالا به بعد بآید این موضوع راه بیآی
چون کل زندگیتو از این به بعد با من می گذرونی ات
جونگکوک: من وقتی جایی وارد می شم عادت ندارم برگردم
پس بگو بله و بآم ازدواج کن ات!(عروس ننم میشی؟😂)
#مالکجیــمین
#سناریو(درخواستی)
وقتی سرطان داریم ولی به اون ها نگفتیم و حالمون بد میشه و دکترا به اعضا میگن سرطان داریم
نامجون: یعنی چی الآن این موضوع؟فکر کردی حدی بآورم میشه؟خیلی شوخی بامزده ای بود(بقض)
جین: امکان نداره
ات . . . ات هیچ وقت هیچی رو ازم مخفی نمی کنه
مخصوصا این موضوع مهم رو
کار خوبی که بخوای دروغ حرف بزنی!اصلا . . . اصلا اگه کار بلد نیستی نی برمش پیش یه دکتر دیگه(اشک تو چشماش)
شوگا: همونجا می افته زمین و شروع به کریه کردن بی صدا می کنه!
جیهوب: هه!
اسم خودتونو می زاریم دکتر شما ها؟
یعنی چی این موضوع؟؟؟(داد
شوخی جالبی بود (گریه
جیمین: همه ی خاطراتی که با ات داشته از جلو ششماش رد میشه
تهیونگ: ببین نمی دکنم کی هستی!
ولی حق نداری راجب به ات من اینطور حرف بزنی می فهمی؟ خیچ سرطانی در کار نیست
شاید . . . شاید جواب ازمایش اشتباه شده باشه
جونگکوک:نه نه نه(داد)
حتما روه دیگه ای وجود داره
یعنی چی ؟ یعنی ات بعد چند روز دیگه پیشم نیست؟
ات نمی تونه این موضوع رو ازم مخفی کرده باشه
#مالک_جیمین
اینم دوتا از درخواستیاتون
اینجا اصکی از همه ی ویدیو ها و متناسب ممنونه خواهش میکنم اصکی نرید که گزارش میشید اونم از ۱۲ جا🚫🚫
وقتی مافیان و عاشقمون هستن ولی ما دوسشون نداریم میان خاستگاریمون (خشن درخواستی دادین)
نامجون: هعی چرا نگاه نمی کنی تو چشمام؟
ات: چیز . . .
نامجون: قراره از این به بعد تو چشمام نگاه کنی همیشه
چون تو دیگه مال خودمی
جین: تو مال خود خودمی ات اینو می دونستی؟الانم قراره به صورت رسمی مال باشی
شوگا: حتی اگه منو دوستم نداشته باشی دیگه باید به این موضوع عادت کنی
جیهوب:قراره با یه بله همه چیز خوب پیش بره
اینطور نیست؟
جیمین: می دونم که ته دلت دوستم داری( درحالی که ات دوستش نداره)
تهیونگ: از حالا به بعد بآید این موضوع راه بیآی
چون کل زندگیتو از این به بعد با من می گذرونی ات
جونگکوک: من وقتی جایی وارد می شم عادت ندارم برگردم
پس بگو بله و بآم ازدواج کن ات!(عروس ننم میشی؟😂)
#مالکجیــمین
#سناریو(درخواستی)
وقتی سرطان داریم ولی به اون ها نگفتیم و حالمون بد میشه و دکترا به اعضا میگن سرطان داریم
نامجون: یعنی چی الآن این موضوع؟فکر کردی حدی بآورم میشه؟خیلی شوخی بامزده ای بود(بقض)
جین: امکان نداره
ات . . . ات هیچ وقت هیچی رو ازم مخفی نمی کنه
مخصوصا این موضوع مهم رو
کار خوبی که بخوای دروغ حرف بزنی!اصلا . . . اصلا اگه کار بلد نیستی نی برمش پیش یه دکتر دیگه(اشک تو چشماش)
شوگا: همونجا می افته زمین و شروع به کریه کردن بی صدا می کنه!
جیهوب: هه!
اسم خودتونو می زاریم دکتر شما ها؟
یعنی چی این موضوع؟؟؟(داد
شوخی جالبی بود (گریه
جیمین: همه ی خاطراتی که با ات داشته از جلو ششماش رد میشه
تهیونگ: ببین نمی دکنم کی هستی!
ولی حق نداری راجب به ات من اینطور حرف بزنی می فهمی؟ خیچ سرطانی در کار نیست
شاید . . . شاید جواب ازمایش اشتباه شده باشه
جونگکوک:نه نه نه(داد)
حتما روه دیگه ای وجود داره
یعنی چی ؟ یعنی ات بعد چند روز دیگه پیشم نیست؟
ات نمی تونه این موضوع رو ازم مخفی کرده باشه
#مالک_جیمین
اینم دوتا از درخواستیاتون
اینجا اصکی از همه ی ویدیو ها و متناسب ممنونه خواهش میکنم اصکی نرید که گزارش میشید اونم از ۱۲ جا🚫🚫
- ۹.۱k
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط