{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد آن شب که تو را دیدم و گفت

یاد آن شب که تو را دیدم و گفت
دل من با دلت افسانهٔ عشق
چشم من دید در آن چشم سیاه
نگهی تشنه و دیوانهٔ عشق
آه اگر باز بسویم آیی
دیگر از کف ندهم آسانت
دیدگاه ها (۱)

آواره شدی خانه ی قلبم شده جایتانداخته ام چشم سیه زیردوپایتنق...

الہےصبح را با زمزمہ یاد تو آغاز مے ڪنم ..ڪہ تنها تویےمعبد آر...

در زندگی از چیزهای کوچک هم لذت ببرید چون ممکن است یکروز برگر...

❤ ️من نگاه آخرت را عشق❤ ️ 🍃 معنـ۪۪۪ٜـَ۪۪ٜؒؔـ۪۪۪ٜـ۪۪ٜؓؔـ۪۪۪ٜـ...

قصه تلخ از عشق

چون‌تو‌را‌دیدم‌دلم‌لرزید‌و‌رویم‌رنگ‌باختتیر‌چشمانت‌به‌قلبم‌خ...

نقاش غزل تا به چشمان تو پرداخت دیوانه شد از طرز نگاهت قلم ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط