{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اون مالِ قدیما بود که تنه میزدی بهش دفتر کتاباش وِلو میشد

اون مالِ قدیما بود که تنه میزدی بهش دفتر کتاباش وِلو میشد بعد باهم جمع میکردین‌ دوست میشدین‌ ، الان بزنی آیفونش بیوفته باید زندگیتو بفروشی پسرِ خوب !
دیدگاه ها (۱)

دفتر خاطرات پسرادو سال زندانی به جرم جوانی(اشاره به دو سال س...

من از پیر شدن می ترسم، از ازدواج می ترسممرا از تدارک سه وعده...

ما حرف نمیزنیم بحث پیش نیادبعد سر حرف نزدنمون بحث پیش میاد

طرف تکست داده اگه فلان کارو نکنی من باهات فلان جا نمیامجواب ...

سناریو پسران اسلیترین

پارت :۶ ویو لارا صبح بیدار شدم به ساعت نگاه کردم دیدم ساعت ن...

پارت ۱این سوک:سلام من شین این سوک هستم ۳۱ سالمه و ژاپن زندگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط