بازی_در_خون🍷🔪
بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست شصت یک🍷🔪
+کرم نمیریزم که
عه جدی این زمزمه کرد که اوهومی گفتم
یهو ضربه آرومی به پشتمزد
_وحشی بشم خودت در امان نمیمونیا!!!
راست میگفت
وحشی میشد خودم آخرش ضرر میکردم
ولی من حامله بودم
اونم دو قلو
پس کاری نمیتونست بکنه
با همون لحن دوباره کنار گوشش گفتم
+تو دستت بستس حرف نزن ، دو قلو ها نمیزارن
خنده حرصی کرد
_با اونا تهدید میکنی؟ هوم؟
او هومی گفتم
با مرموزی گفت
+راه های دیگه ام هستا
راست میگفت
سریع جدا شدم
لب زدم
+من و بزار زمین دیگه..خودم میام
گذاشت رو زمین
دست به کمر گرفت
_سنگین شدیا..
چپ چپ نگاهش کردم
+به من چههه، تقصیر من ننداز بچه هات سنگینم کردن
_اره اره
پارت دویست شصت یک🍷🔪
+کرم نمیریزم که
عه جدی این زمزمه کرد که اوهومی گفتم
یهو ضربه آرومی به پشتمزد
_وحشی بشم خودت در امان نمیمونیا!!!
راست میگفت
وحشی میشد خودم آخرش ضرر میکردم
ولی من حامله بودم
اونم دو قلو
پس کاری نمیتونست بکنه
با همون لحن دوباره کنار گوشش گفتم
+تو دستت بستس حرف نزن ، دو قلو ها نمیزارن
خنده حرصی کرد
_با اونا تهدید میکنی؟ هوم؟
او هومی گفتم
با مرموزی گفت
+راه های دیگه ام هستا
راست میگفت
سریع جدا شدم
لب زدم
+من و بزار زمین دیگه..خودم میام
گذاشت رو زمین
دست به کمر گرفت
_سنگین شدیا..
چپ چپ نگاهش کردم
+به من چههه، تقصیر من ننداز بچه هات سنگینم کردن
_اره اره
- ۴.۱k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط