{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سال رویایی

سال رویایی
پارت ۲۳

سه‌می: اینو نمیخوام. (از هوش رفتم)

هه‌این: نههههههه سه‌می (داد)

[هه‌این] سریع چاقو رو از چان گرفتم. به پای سوبین زدم. رفتم بغل سه‌می.

هه‌این: سه‌می بیدار شو.(گریه) سریع زنگ بزنین آمبولانس.(داد)

چان: اما...

هه‌این: حرف نباشه.(گریه و عصبانی)

[هه‌این] هنوز توی بغلم بود. خون زیادی از دست داده بود.

هه‌این: پس آمبولانس چی شد؟(عصبانی)

چان: زنگ زدم. همشون دارن میان. اما...ما این دوتا رو چیکار کنیم؟ حتی خودمونو.

هه‌این: مهم نیست. هرچی بشه باید سه‌می خوب باشه.

[هه‌این] صدای آژیر اومد. پلیس وارد شد. صحنه رو بررسی کرد. از اعضا بازجویی کردن. یونجون و سوبین رو دستگیر کردن. الان سه‌می رو گذاشتن توی آمبولانس. داریم میریم سمت بیمارستان.

هه‌این: همه ی اینا تقصیر منه. (گریه)

[هه‌این] رسیدیم. بردنش توی اتاق عمل. بخاطر زخم چاقو و خون زیادی که از دست داده بود. نیم ساعت گذشت. دکتر اومد بیرون.

هه‌این: آقای دکتر اون حالش چطوره؟


خوبه؟؟😅😅
دیدگاه ها (۲)

سال رویاییپارت ۲۴هه‌این: اون حالش چطوره؟دکتر: شما با اون چه ...

ساید اول:💅🎀✨️👑ساید دوم:😈👺📿☠️

سال رویاییپارت ۲۲[سه‌می] از پشتم سوبین یهو اومد دستم رو گرفت...

سال رویاییپارت ۲۱سه‌می: چاقو... دارین با من شوخی میکنید. [سه...

تتو آرتیست من [part¹⁶]*کوک ویو*لیام آدرس رو برام فرستاد و از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط