{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر برای دیدنت عجله کردم که هنوز،

آنقدر برای دیدنت عجله کردم که هنوز،





"دلم"



بند کفش هایش را نبسته بود!





با همان حال، تمام دشت را دویدم تا به تو برسم؛





که مبادا پیش از من "ناز نگاهت" خریدار پیدا کند





آخر شنیدم که کسی میگفت:





شقایقها هم عاشق میشوند...!!!



●○°S○•●
دیدگاه ها (۹)

وقت هایی هست که دلم جز به بودنت رضایت نمی دهد !!! از کجا " ...

خیالت مثل چرت صبحگاهی ست ! همه اش با خودم می گویم ... فقط پن...

تنهایی انتظار پیاده رو هر چه دارم طول دارند . دیگر عرضی ندار...

به دروغ گفته ام به خوابم می آیی ! تا چشمانم دمی پلک بر هم بگ...

first love

شاهزاده پارت 2

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط