{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیخ را گفتند:«فلان کس بر روی آب می‌رود».

شیخ را گفتند:«فلان کس بر روی آب می‌رود».

گفت: «سهل است. وزغی و صعوه ای نیز بروی آب می‌رود».

گفتند که: «فلان کس در هوا می‌پرد!»

گفت: «زغنی ومگسی در هوا بپرد».

گفتند: «فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری می‌رود».

شیخ گفت: «شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب می‌شود، این چنین چیزها را بس قیمتی نیست. مرد آن بود که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخسبد و با خلق ستد و داد کند و با خلق در آمیزد و یک لحظه از خدای غافل نباشد.
دیدگاه ها (۱)

حکایت ناب

#حکایت شیخ را گفتند:«فلان کس بر روی آب می‌رود».گفت: «سهل است...

#حکایت/ گران بهاترین شی شیخ ابی سعید ابی الخیر را گفتند: فل...

★ مرد کیست ؟ ★ابوسعيد را گفتند : كسى را می ‏شناسيم كه مقام ...

مرد كيست ؟ابوسعيد را گفتند: كسى را مى شناسيم كه مقام او آن چ...

📚 👈 مرد کیست؟ابوسعید را گفتند: کسی را می شناسیم که مقام او ...

ابوسعید را گفتند: کسى را مى شناسیم که مقام او آن چنان است که...

روزی در مجلس «ابوسعید ابو الخیر» با یارانش نشسته بود ودر بار...

آژانس گل گشت (بلیط هواپیما - تور- رزرو هتل -اقامتگا- ویلا خا...

تاریخچه شهرسنندج.....قسمت یازدهم...سنندج، مرکز استان کردستان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط