{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره مى ساخت ،

مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره مى ساخت ،
آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت.
مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید.
روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند.
هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود.
او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:
دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.
مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:
ما ترازویی نداریم ؛ بنابراین یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر شما را به عنوان وزنه قرار دادیم .
مرد بقال از شرمندگی نمیدانست چه بگوید ...
یقین داشته باش که: به اندازه خودت برای تو اندازه گرفته می شود...
دیدگاه ها (۲)

الله اکبر ازاین روایتششصد هزار کلمه در شش جمله _____________...

♻پارتی بازی امام خامنه ای در زمان ریاست جمهوری یکی از رو...

الله اکبر ازاین روایتششصد هزار کلمه در شش جمله _____________...

نماز با زبان عربی

پرنده گاوچرانک دم‌نواری یا همان Bar-tailed Godwit با وزن حدو...

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

#تکپارتیموضوع:(وقتی به عنوان همسرش میری کنسرت)جونگین/ا.تجونگ...

مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره مى ساخت ، آن زن کره ها را...

مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره مى ساخت ، آن زن کره ها را...

مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره مى ساخت ،آن زن کره ها را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط