{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوه یخ بود و من

کوه یخ بود و من

کم کم آبش کردم

دختر خوبی بود

من خرابش کردم


دختر خوبی بود

من بهش بد کردم

عشقشُ پیش آورد

دستشُ رد کردم


اگه تو رویاهاش

حیّ و حاضر بودم

اگه قلبش لرزید

من مقصر بودم


بوته ی گل بود و

غنچه هاشُ چیدم

وقتی داشت می خندید

لبشُ بوسیدم


پی دلگرمی بود

تونگاهِ سردم

واسه ی سرگرمی

بغلش می کردم


تو جهانش غیر از

غم و تنهایی نیس

چشای غمگینش

دیگه رویایی نیس

همه جا با من هس

ولی هیچ جایی نیس
دیدگاه ها (۰)

من خسته ام خدا دست من و بگیر

من استعداد خوشبختی ندارم

دلم از جای خالی ات پر بود

اسلحه ت رو غلاف کن دخترکشته داده مسلسل چشماتاز کجا حکم تیر م...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

📖 رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت دوازدهم: نقطهٔ ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط