فلش بک
فلش بک
$جین
¢هوم
$میشه پیشت بخوابم
¢نگو که
$ازع دوباره بی خوابی آمده سراغم
¢باشه بیا بریم روی چمنا
$بلش
رفتن زیر سایه درختی که روش
خونه درختی به نام جینلونا ساخته بودن خوابیدن
لونا ویو
سرم رو گذاشتم روی پای جین و به فکر فرو رفتم به فکر اینکه پدر و مادراشون چه کارن
¥:زمان حال
دقیقا چند روز از اون حادثه میگذشت خوشبختانه لونا لو نرفته بود آقای مین ازم خیلی تشکر کرد
نمیدونم زخمم آنقدر عمیق بوپ؟
یا نه داشتن زیادی گندش مبکردن؟
یادمه لیانا و نامجون همو انگار دیده بودن
حس آشنایی رو از حرفاشون
و دلتنگی رو از چشاشون میشه خوند
تصمیم گرفتم برم خونه ی مادریم ولی لیانا الان خونه نبود بعد از اون اتفاق نمیذاره زیاد برم بیرون یا کلا گیر کرده روم که برات خطرناکه
زخمم خوب شده
ولی هر بار به دستم نگاه میکنم زخمی رو میبینم لیانا میگه از بچگی بوده ولی اون رد تیر بود داخل دستم
مال تک تیرانداز هست
وایییی سرممممممم
£نههههه لونا طاقت بیار
£اقای دکتر حالشون خوبع؟
£سلام لونا
که یکدفعه افتادم زمین
و دیگه سیاهی
لیانا:لونا چشاتو باز کننننن
جین ویو
هنوز خبری از دخترعه و اون دختره نیست
$جین
¢هوم
$میشه پیشت بخوابم
¢نگو که
$ازع دوباره بی خوابی آمده سراغم
¢باشه بیا بریم روی چمنا
$بلش
رفتن زیر سایه درختی که روش
خونه درختی به نام جینلونا ساخته بودن خوابیدن
لونا ویو
سرم رو گذاشتم روی پای جین و به فکر فرو رفتم به فکر اینکه پدر و مادراشون چه کارن
¥:زمان حال
دقیقا چند روز از اون حادثه میگذشت خوشبختانه لونا لو نرفته بود آقای مین ازم خیلی تشکر کرد
نمیدونم زخمم آنقدر عمیق بوپ؟
یا نه داشتن زیادی گندش مبکردن؟
یادمه لیانا و نامجون همو انگار دیده بودن
حس آشنایی رو از حرفاشون
و دلتنگی رو از چشاشون میشه خوند
تصمیم گرفتم برم خونه ی مادریم ولی لیانا الان خونه نبود بعد از اون اتفاق نمیذاره زیاد برم بیرون یا کلا گیر کرده روم که برات خطرناکه
زخمم خوب شده
ولی هر بار به دستم نگاه میکنم زخمی رو میبینم لیانا میگه از بچگی بوده ولی اون رد تیر بود داخل دستم
مال تک تیرانداز هست
وایییی سرممممممم
£نههههه لونا طاقت بیار
£اقای دکتر حالشون خوبع؟
£سلام لونا
که یکدفعه افتادم زمین
و دیگه سیاهی
لیانا:لونا چشاتو باز کننننن
جین ویو
هنوز خبری از دخترعه و اون دختره نیست
- ۲.۴k
- ۲۷ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط