{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تاریکی مهتاب را دیده ای؟

تاریکی مهتاب را دیده ای؟
من همان مهتابِ توی آسمان بودم...
همان که از پشت پنجره های دلتنگی پیدا بود...
ابرهای سیاه وجودش، آنچنان دربرم گرفتند که تاریک شدم...
حالا من
میان آسمان پر ستاره
تنهاترین تنهای شب هستم...
بیا و خورشید آسمانم بمان
که من
روشنایی ام را از تو میگیرم...
بیا و ببخش تمام بی تابی هایم را
که برای نورِ وجودت نبود و تمامش،
ابرهای تیره ای بودند که دربرم گرفتند
و مهتاب زندگی‌ات را تاریک کردند...
ببخش من را
اگر تو را در دیگری جستجو کردم که خیال می کردم عشق بود...
تو، روشنی شب هایم باش
بمان که سرسختانه،
تو را که برایم نفس هستی
دوست می دارم...
بمان که مهتابِ تاریکم
وجودِ پر از روشنی ات را
بی صبرانه، طلب میکند...
بمان که ماندگار شویم...
بمان که تاریکی،
از لحظه های پر از شورمان برود و هرگز
سراغی از بی تابی هایمان نگیرد...
دیدگاه ها (۱)

لعنت به شب های بعد از تـــو...!!http://irsv.upmusics.com/Dow...

در مملکتی که شعورها ته کشیده اندغرورها سر به فلک کشیده اند و...

‍ به ما که رسید آسمان تار شدتمام زمین تیره و خار شدبه ما که ...

چه کنمبا چه کنم های دلِ بی هدفم؟!

My uncle (part 72)

مردی در ساحل...[پارت نهم]خورشید آرام‌آرام پایین‌تر می‌رفت.نو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط