{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Port 2

Port 2
پ د /کوک: اره همون دختره است از کجا میشناسی ها بگو شیطون
کوک: میدونم حالا ولش کن بیاین صبحونه بخوریم
پرش بعداز صبحانه
کوک: پدر من دارم میرم دیگه فعلا
پ د /کوک: باشه پسرم فعلا
کوک زنگ زد به دوستش تهیونگ
صحبت تلفنی کوک و تهیونگ
تهیونگ: سلام به به جونکوک خان بلاخره زنگ زدید کجایی پس ما همه منتظر توییم
منظورش به ما خودش و نامجون و جین بود
کوک: سلام هووو باشه دارم میام کجایین؟
تهیونگ: باید کجا باشیم😒 کافه همیشگی
کوک: اوکی دارم میام قطع کن فعلا
تهیونگ: فعلا
پایان تلفن تهکوک
پرش زمانی به پدر جونکوک
پدر جونکوک در شرکت
پ د/کوک: سلام اقای پارک سلام اقای کیم صبحتون بخیر
اقای پارک: سلام صبحتون بخیر رئیس
اقای کیم: سلام صبحتون بخیر رئیس
پ د /کوک: خب چخبر از کار رو پروژه امروز کار کردین😉
اقای پارک: بله رئیس به فرمائین به اتاقتون
پ د /کوک: اسکل امروز کنسرتو میگم
اقای پارک: اها بله رئیس شیطون ما همچی اوکیه و ساعت 4 بعدازظهر راه میوفتیم
پ د/ کوک: خوبه.....
دیدگاه ها (۱)

یادم رفت اسم رمان شب دوست داشتنی

شب دوست داشتنی Port 3 پ د /کوک: خوبه پرش زمانی به ساعت ۴ در ...

Port 1ویو جونکوک امروز صبح تصمیم گرفتم با دوستام بریم بیرون ...

اینم عکس دختره گفتم میزارم برای رمان

نام : قرار دادتعداد پارت : نامعلومژانر : اسمات ~ درام ...

«I love you baby»part-2ویو لنا *داشتم به همه سلام میکردم تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط