themafiasnightslave
#the_mafias_night_slave
P22
که یکی دروزد که گفتم
ات:بفرما
هیون:سلام
ات:عه هیون
هیون: خب آماده ای دوستام الان میان
ات: نه هنوز فقط لباسام موندن
هیون: اهان زود باش
ات:اوک نمیخوای بری بیرون
هیون:چرا
ات:چی میخوای جلوت لباس بپوشم
هیون:اهان باشه الان میرم
ات:ای خدا
هیون رفت ولی خیلی خوشکل بود یه شلوار و پیراهن پوشید خیلی هاته اوکبزار لباسامو بپوشم رفتم پیراهنو پوشیدم و کفشمو پوشید و خواستم برم که فراموش کردم که عطر بزنم رفتم یه عطر عربی
اومم خیلی خوشبو رفتم خودمو به آینه نگاه کردم که خیلی خوشکل شدم که دیدم ساعت۲۰:۲۰ شد واییی الان دوستاش اومدن بزار برم اگه زود نمیرم آبروم میره منم رفتم بیرون داشتم از پله ها پایین میام که هیون و دوستاش بهم خیره شدن که گفتم
ات:سلام چطورین
همه:سلام ممنون تو خوبی
ات:عالیم
که دوستاش(سوبین ولیسا و فلیکس و یجی و جیمین و رزی )
که من رفتم پیش جیمین نشستم و داشتم باهاش گرم صحبت میکردم که حس کردم نگاهای سنگینی روم که رومو اونور کردم که هیون بود که داشت باعصبانیت نگام میکرد منم خواستم اذیتش کنم که دستم رو موهای جیمین گذاشتم و گفتم
ات:موهات خیلی خوشکلن
جیمین:اوو راست میگی
ات:آره خیلی خوشکلن
جیمین :مرسی توهم موهات خوشکلن و خوشبوئن
ات:مرسی
که به هیون نگاه کردم که خیلی عصبی بود که گفت.....
نظردرکامنت💜✨
P22
که یکی دروزد که گفتم
ات:بفرما
هیون:سلام
ات:عه هیون
هیون: خب آماده ای دوستام الان میان
ات: نه هنوز فقط لباسام موندن
هیون: اهان زود باش
ات:اوک نمیخوای بری بیرون
هیون:چرا
ات:چی میخوای جلوت لباس بپوشم
هیون:اهان باشه الان میرم
ات:ای خدا
هیون رفت ولی خیلی خوشکل بود یه شلوار و پیراهن پوشید خیلی هاته اوکبزار لباسامو بپوشم رفتم پیراهنو پوشیدم و کفشمو پوشید و خواستم برم که فراموش کردم که عطر بزنم رفتم یه عطر عربی
اومم خیلی خوشبو رفتم خودمو به آینه نگاه کردم که خیلی خوشکل شدم که دیدم ساعت۲۰:۲۰ شد واییی الان دوستاش اومدن بزار برم اگه زود نمیرم آبروم میره منم رفتم بیرون داشتم از پله ها پایین میام که هیون و دوستاش بهم خیره شدن که گفتم
ات:سلام چطورین
همه:سلام ممنون تو خوبی
ات:عالیم
که دوستاش(سوبین ولیسا و فلیکس و یجی و جیمین و رزی )
که من رفتم پیش جیمین نشستم و داشتم باهاش گرم صحبت میکردم که حس کردم نگاهای سنگینی روم که رومو اونور کردم که هیون بود که داشت باعصبانیت نگام میکرد منم خواستم اذیتش کنم که دستم رو موهای جیمین گذاشتم و گفتم
ات:موهات خیلی خوشکلن
جیمین:اوو راست میگی
ات:آره خیلی خوشکلن
جیمین :مرسی توهم موهات خوشکلن و خوشبوئن
ات:مرسی
که به هیون نگاه کردم که خیلی عصبی بود که گفت.....
نظردرکامنت💜✨
- ۷.۶k
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط