من یک دوچرخه داشتم که بعد از دو خواهر و یک برادر به من ...
من یک دوچرخه داشتم که بعد از دو خواهر و یک برادر به من رسیده بود
در اصل پدرم این دوچرخه را برای خواهر بزرگترم که ده سالی از من بزرگتر
بود خریده بود از آن دوچرخه هایی که از خارج آمده بود
و خواهرم وقتی سوار میشد تمام بچه ها آرزوی داشتنش را داشتند
بعد رسید به برادرم و بعد هم خواهر دومم
من و خواهر دومم به خاطر اختلاف سنی کمی که داشتیم
مجبور شدم سالها با حسرت فقط شاهد دوچرخه سواری خواهرم باشم
نه اینکه اصلا من سوار نشدم نه اما خوب دوچرخه مال خواهرم بود
اینکه مال خودت باشد یا فقط برای چند دقیقه به تو داده شده باشد
خوب فرقش خیلی زیاد است از زمین تا آسمان
بعد اینکه خواهرم وارد راهنمایی شد دوچرخه به من رسید
دیگر صاحبش بودم
با غرور رکاب میزدم
هر چند دیگر خیلی نو نبود و دائم هم پنچر بود اما مال خوده خوده خودم بود
تمیزش میکردم ، نوار رنگی به دسته هایش آویزان کردم
برایش بوق گذاشتم
تو هی حالا بگو من عاشقت هستم
من دوستت دارم
وقتی برای من نیستی
چه فایده
درست مثل همان دوچرخه که برای چند دقیقه فرصت داشتم سوار شوم
لذت داشت اما غم هم داشت
غمش به خاطر این بود که می دانستم باید دور بزنم و دوچرخه را پس بدهم
درست مثل تو که وقتی می آیی هم خوشحالم هم ناراحت
از همان اول میدانم که باید بروی
عشق قرضی مگر داریم ؟
هر چیزی قرضی اش بد است
چه دوچرخه چه عشق
من دلم میخواهد مال خودم باشد خوده خوده خودم .........
در اصل پدرم این دوچرخه را برای خواهر بزرگترم که ده سالی از من بزرگتر
بود خریده بود از آن دوچرخه هایی که از خارج آمده بود
و خواهرم وقتی سوار میشد تمام بچه ها آرزوی داشتنش را داشتند
بعد رسید به برادرم و بعد هم خواهر دومم
من و خواهر دومم به خاطر اختلاف سنی کمی که داشتیم
مجبور شدم سالها با حسرت فقط شاهد دوچرخه سواری خواهرم باشم
نه اینکه اصلا من سوار نشدم نه اما خوب دوچرخه مال خواهرم بود
اینکه مال خودت باشد یا فقط برای چند دقیقه به تو داده شده باشد
خوب فرقش خیلی زیاد است از زمین تا آسمان
بعد اینکه خواهرم وارد راهنمایی شد دوچرخه به من رسید
دیگر صاحبش بودم
با غرور رکاب میزدم
هر چند دیگر خیلی نو نبود و دائم هم پنچر بود اما مال خوده خوده خودم بود
تمیزش میکردم ، نوار رنگی به دسته هایش آویزان کردم
برایش بوق گذاشتم
تو هی حالا بگو من عاشقت هستم
من دوستت دارم
وقتی برای من نیستی
چه فایده
درست مثل همان دوچرخه که برای چند دقیقه فرصت داشتم سوار شوم
لذت داشت اما غم هم داشت
غمش به خاطر این بود که می دانستم باید دور بزنم و دوچرخه را پس بدهم
درست مثل تو که وقتی می آیی هم خوشحالم هم ناراحت
از همان اول میدانم که باید بروی
عشق قرضی مگر داریم ؟
هر چیزی قرضی اش بد است
چه دوچرخه چه عشق
من دلم میخواهد مال خودم باشد خوده خوده خودم .........
- ۱.۶k
- ۲۳ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط