تولد نیما
روز تولد نیما بود همه یوتوبرها رو دعوت کرده بود (تو هم یتوبری ) مهمونی ساعت ۱۶:۰۰ تا ۱۲:۰۰ شب بود
بیدار شدی دیدی ساعت ۱۲:۰۰صبحه ولی تو...
نه رفتی ارایشگاه و حتی هم لباس انتخاب کردی !
بدو بدو رفتی ارایشگاه اماده شدی لباست هم اتو کردی و پوشیدی ولی یک دفعه یادت اومد که کادو نخریدی و الان ساعت۱۵:۳۰ است خلاصه که از همه دیرتر رسیدی
(ساعت ۱۶:۵۰ ) نیما درو باز کرد
بهت گفت :«چرا انقدر دیر اومدی خیلی نگرانت بودم .» تو هم گفتی :« ببخشید خودت
که منو میشناسی همیشه دیر کارامو میکنم.»
رفتی تو و به همه سلام کردی داشتید میرقصیدین که یهو ...
🎀 مایل به پارت 2 هستید🎀
بیدار شدی دیدی ساعت ۱۲:۰۰صبحه ولی تو...
نه رفتی ارایشگاه و حتی هم لباس انتخاب کردی !
بدو بدو رفتی ارایشگاه اماده شدی لباست هم اتو کردی و پوشیدی ولی یک دفعه یادت اومد که کادو نخریدی و الان ساعت۱۵:۳۰ است خلاصه که از همه دیرتر رسیدی
(ساعت ۱۶:۵۰ ) نیما درو باز کرد
بهت گفت :«چرا انقدر دیر اومدی خیلی نگرانت بودم .» تو هم گفتی :« ببخشید خودت
که منو میشناسی همیشه دیر کارامو میکنم.»
رفتی تو و به همه سلام کردی داشتید میرقصیدین که یهو ...
🎀 مایل به پارت 2 هستید🎀
- ۱۱۱
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط