ONLY MINE

ONLY MINE
PART 52






ویو روز بعد
کوک . دیشب عمارت نرفتم و نخوابیدم و تا صبح نقشه می کشیدم....
چانگ هو ادمی نبود که به راحتی دست برداره و مطمئنا تا دوباره اموال و باندش رو پس نگیره ول کن نیست ....
کلی نقشه چیدم و سلاح سفارش دادم .. باید حواسم به همه چیز باشه ون عوضی با هر چیزی که بتونه حمله میکنه و نقشه های منظمی داره ....
چشمام دیگه باز نمیموند و پالرمو روی میز گذاشتمو به صندلی تکیه دادم اما همین که چشمامو بستم گوشیم زنگ زد...
پوکر به گوشی نگاه کردم ... همون سربازی که فرستاده بودم مراقب ا/ت باشه بود حتما این دختره دردسر ساز حالش خوب شده یا باز دوباره داره میمیره ..
کوک . بله ؟
سرباز . سلام قربان . ( استرس
کوک. سلام ..‌بگو
سرباز . قربان اتفاق بدی واسه این دختره ا/ت افتاده ..
کوک . باز چی شده ؟ ( درست نشست و با دقت بهش گوش داد
سرباز . قربان... قربان ... دختره نیست ! ( استرس و ترس
کوک . چی؟ مگه عروسکه که میگی نیست ... اون تو کما بود چطور نیست ؟ ( عصبی و شوکه
سرباز . نمیدونم قربان ... من رفتم یه آب گرفتم و اومدم و بعد دیدم دختره نیست ... فکر کنم بهوش ومده و از ترس شما ددب۶اره فرار کرده
کوک . باشه الان میام اونجا همونجا وایستا ( عصبی و گوشی رو قطع کرد
سرباز . چشم
کوک . مگه دستم بهت نرسه دختره ی آتیش پاره بلایی سرت بیارم که راه رفتن یادت بره چه برسه به اینکه فرار کنی ... ( عصبی و بلند شد و سریع رفت بیمارستان
ویو بیمارستان
کوک . هعی تو ( عصبی ک روبه سرباز
سر باز. ب.. بله قربان
کوک . دکترای این دختره کجان؟
سرباز . تو اتاق رو به رو یی ( ترس و استرس
کوک. رفت تو اتاق دکتر ...
منشی. هعی آقا کجااا ؟
کوک . گمشو کنار ببینم ( عصبی
دکتر . اینجا چه خبره ؟ خانم بفرمائید
کوک . من باید بگم اینجا چه خبره نه شما... تو روز روشن بیمارتون غیب میشه ... بعد به من میگید اینجا چه خبره
دکتر
کدوم بیمار منظورتونه؟
کوک . هان ا/ت
دکتر . وای ایشون که فرار نکردن
کوک . پس میشه بگی دختری که تو کما بود یهو کجا غیبش زده ؟ نکنه اب شده رفته تو زمین ؟
دکتر . آقای جئون... فردی به اسم هان سوهان به اینجا اومد و گفت این بیمار نداره منه و مثل شما اینجا داد و بیداد راه انداخت که میخام بیمارمو ببرم خونه ما کلی مخالفت کردیم و حتی خواستیم به شما هم زنگ بزنیم اما اون نگذاشت و مسولیت خودش خواهرش رو برد..
کوک . وای اون دختر برادری به اسم هان سوهان نداره .... ( شوکه
همون لحظه پیامی برای کوک اومد و کوک با دیدن پیام خشکش زد ....







ادامه دارد......
دیدگاه ها (۱۹)

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

تکپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

سناریو خط قرمز پارت ۳

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد...ا/ت با صدای ز...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

پارت ۴۰

وقتی حواست نیست یهو میری تو اتاق میبینی لخ*ت مادرزادن😂بنگچان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط