اولین خاطره | لوییز گلوک
اولین خاطره | لوییز گلوک
مدتها پیش کتک خوردم
زنده ماندم
تا از پدرم انتقام بگیرم،
نه برای آنچه پدرم کرد-
نه برای آنچه من کرده بودم
از ابتدای کودکی، فکر می کردم
درد یعنی
دوست داشته نشدن
معنی درد این بود:
دوست داشته شدن.
مدتها پیش کتک خوردم
زنده ماندم
تا از پدرم انتقام بگیرم،
نه برای آنچه پدرم کرد-
نه برای آنچه من کرده بودم
از ابتدای کودکی، فکر می کردم
درد یعنی
دوست داشته نشدن
معنی درد این بود:
دوست داشته شدن.
- ۶۵
- ۳۱ مرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط