خدا نقاشیات کرد و به دیوار تماشا زد

خدا نقاشی‌ات کرد و به دیوار تماشا زد
خدا رنگ تو را روی تمام دیدنی‌ها زد
شب از چشمان تو فهمید برتر از سیاهی نیست
اگر مشکی نشد دریا به بخت خویشتن پا زد
خدا شیرینی نام تو را در آب‌ها حل کرد
از آن پس هر که عاشق گشت اول دل به دریا زد
بزرگی! مهربانی! بی‌دریغی! آن قدر خوبی!
که حتی می‌توان گاهی تو را جای خدا جا زد!
دوباره شب شد و در من خیال شاعری گل کرد
دوباره از غزل‌هایم تب عشق تو بالا زد
غزل‌های مرا خواندند و صدها مرحبا گفتند
به زیر بیت بیتش آفرینی از تو امضا زد




مهدی عابدی
دیدگاه ها (۱۱)

هي گنه کرديم و گفتيم خدا مي بخشد عذر آورديم و گفتيم خدا مي ب...

راننده ماشینی در دل شب راه رو گم كرد و بعد از مدتی، ناگهان م...

بانو حواست باشد ..!مرد تو پر است از حرفها و غصه های نگفته .....

میلاد مبارکامشب ميخواهيم هديه اي به رسول الله بدهيم و آن هم ...

مریم یوسفی نصیری نژاد

یادته همیشه می گفتم دوس دارم از دور ببینمت؟ بعد تو لجباز می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط