خاطرات یک آرمی فصل پارت

خاطرات یک آرمی فصل ۶ پارت ۲۸



"گایز، تیانام😅 خب بخاطر امتحان ها و کلی کار و زندگی نتونستم چند پارت رو خودم بنویسم و نیکی جونم زحمتشو کشید♡ از یه طرفی به جای فن فیکشن دارم روی رمان کار می‌کنم و خوشبختانه رمان هام جنبه ی مثبت خیلی خوبی تا الان داشته‌اند♡!
درسته به عنوان نویسنده رمان، پیشرفت هام چشمگیر شده ولی من هرگز فن فیکش نویسی رو ول نمی‌کنم.
من از تا وقتی که نفس می‌کشم شروع کردم و الان با خاطرات یک آرمی یک ساله تمامه که در کنارتون هستم♡
هرگز فکرشو نمی‌کردم به اینجا برسم و تمام اینارو مدیون شما هستم💜
ریدرهای رمان با ریدرهای فیک فرق دارند و همین هم باعث میشه من روز به روز بیشتر دلتنگتون بشم.
زود بر می‌گردم و زود فن فیکشن های جدیدتری رو شروع می‌کنم.
راستی یادم رفت بگم! منتظر پارت اسمات خاطرات یک آرمی باشید، فعلا!♡"
ادمین دوم نیکی:خدایی خبر براتون از این بهتر ک اسمات داریم در اینده😂


از دید وانیا



-آره بلدم راحت شدی دختره روانی حالا برو اونور از من!
+ خائن، دروغگووو، مکار، تو از کجا کره‌ای یاد گرفتی مرده شور برده؟
- از همون جایی که تو یاد گرفتی دختره ی نچسب!
+ نذار جلو اعضا به کره‌ای فحشت بدم آبروی خودم و خودت بره!
- نه، با همون خش های فارسی راحت ترم!
- از تو بیشعور تر توی زندگیم ندیدم.
- منم قبل از تو فکر می‌کردم جمعیت الاغ ها کمتر شدند که متاسفانه تو رو دیدم.
+ حق با توعه! منم هرگز فکر نمی‌کردم با یه بز دوست باشم!
- منظورت از بز، خودتی نه؟ کره ای حرف بزن، تا کره ای جوابتو بدم.
+ نهههه، من فعلاً کارت دارم، فارسی اینجا به کار آدم میاد.
- مگه نگفتی اعضا فارسی متوجه میشن؟
+ تو نگران اون نباش! اول بذار یه چیزی رو بگم که خوب تو مغذت فرو بره!
یقه‌شو گرفتم و به سمت خودم کشیدمش و تهدید آمیز گفتم:
+ از پسرای من فاصله بگیررر!!!!
- مگه زاییدیشون؟ گمشو میخوام برم با جین آشپزی کنم.
+ تو همچین غلطی نمی‌کنی!!!
- خوبشم می‌کنم!!!!
+ نیکی، داری با دم شیر بازی می‌کنی!
- تو زیادی خودخواه و مغرو شدی!
+ نیک دارم بهت اخطار می‌دم.
- در حدی نمیبینمت ک اخطارهات هم جدی بگیرم!
نامجون: عامممم، میگم، دخترا.....
‌.
.
.
.
.
https://harfeto.timefriend.net/16342135598915
توی ناشناس حرفاتون رو بگین•-•♡
دیدگاه ها (۱۷)

خاطرات یک آرمی فصل ۶ پارت ۲۹تهیونگ توی آشپزخونه بود و نمی‌دو...

چندتا خبر خوب🙂✨دیگه هر چیزی که میخواستم رو تو ویس گفتم://تا ...

خاطرات یک آرمی فصل ۶ پارت ۲۷و همچنان بخواطر شرایط امتحان ها ...

خاطرات یک آرمی فصل ۶ پارت ۲۵"اون دو پارت قبلی رو نیک نوشت! ت...

سناریو وقتی داریم پیششون اهنگ فارسی میخونیم 🎤نامجون : واقعا ...

رمان چرا به من نمی پیوندی؟........یک روز بهاری بود من و دوست...

رمان انیمه ای هنوز نه چپتر ۱۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط