گفت : جمعه ها آدم خیلی دلش میگیره
گفت : جمعه ها آدم خیلی دلش میگیره
ولی از اون بدتر
اینه که عصرِ جمعه خونه باشی
و بارون بزنه
گفتم: آره
اینجوری که آدمو خفه میکنه
گفت: میدونی؟
خیلیا توو جمعه شاعر شدن
تو حالا چیزی توو جمعه ها نوشتی؟
گفتم: من جمعه ها
رو شیشه ی بخار گرفته ی پنجره
با انگشت مینویسم :
"لطفا یکی مرا از مرگ نجات بدهد"
ولی از اون بدتر
اینه که عصرِ جمعه خونه باشی
و بارون بزنه
گفتم: آره
اینجوری که آدمو خفه میکنه
گفت: میدونی؟
خیلیا توو جمعه شاعر شدن
تو حالا چیزی توو جمعه ها نوشتی؟
گفتم: من جمعه ها
رو شیشه ی بخار گرفته ی پنجره
با انگشت مینویسم :
"لطفا یکی مرا از مرگ نجات بدهد"
- ۱.۴k
- ۲۳ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط