{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلامتیه پسری که شب عروسی عشقش رفت  دم درتالار نشست

سلامتیه پسری که شب عروسی عشقش رفت  دم درتالار نشست
اماعروسی روبهم نریخت صبرکردتا"عروس"بیادبیرون
"عروس"اومد.همه بهش هدیه میدادن
پسر هم رفت هدیشو داد
"عروس "گفت این چیه؟
پسرگفت:
این همون قرآنیه که بهش قسم خوردی مال من باشی.
دیدگاه ها (۱)

قسم میخورم این جمله را پست بزارم.....لااله الا اللهمحمد رسول...

یِہ قانون هَست ڪہ میگہرِفیقت رِفـیقِْ جَدید پِیدا ڪَردْخودِت...

#یڪی گف قسم بخور ↯✖ گفتم بہ خدا✖↯گفت نہ جون مادرتو قسم بخور✖...

اون اسمم رو یادش نمیاد ومن...هنوزم رو اسمش قسم میخورم..مهم ت...

پارت ۱۱۶* همینطور تو اتاقش داشتم قدم میزدم که نگاهم افتاد به...

اسم فیک:عشق اجباری منپارت: بیست و دوم "ویو مین جی"به سمت اتا...

#اربـاب‌‌سـنگدل#پارت_9···که کوک لبخندی محو زد و بلند شد .و گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط