{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کله پوک صورتی

کله پوک صورتی✨️
پارت ۹
دامیان : نه من تا زمانی که این صورتی به من چسبیده بیرون نمیام
بکی : اوووووو پس میخوای تا ابد به انیا بچسبی و باهاش تنها باشی
انیا و دامیان هردوشون سرخ شدن 🍅
دامیان: نه نه دهنت و ببند کله پشمکی آنقدر نفود بد نزن
انیا : بکی خفه شد
بکی: باشه باشه بریم به آقای هندرسون بگیم شاید یک راه حلی داشته باشه
دامیان و انیا قبول کردن و به بیرون کتاب خونه رفتن
بکی انیا و دامیان باهم به دفتر آقای هندرسون رفتن
آقای هندرسون :بیاین تو
اول بکی وارد دفتر شد
بکی: سلام آقای هندرسون یک مشکلی داریم
آقای هندرسون :چه مشکلی
بکی: انیا دامیان بیاین تو
دامیان وارد شده بود و انیا هم همچنان برای کشیده نشدن موهاش پا به پای دامیان میرفت
آقای هندرسون: یااااااا خدای اسمانننننن و زمینننننن
بکی: آقای هندرسون آروم باشین فقط موهای انیا به دکمه ی لباس دامیان گیر کرده چیزی نیست که
آقای هندرسون:چه اتفاقی برای دوشیزه فورجر و جناب دزموند اومده؟
بکی : خوب انیا داشت یک کارایی می‌کرد دامیان هم اصلا حواسش به جلوش نبود بعد بهم خوردن و اینطوری شد
بکی توی ذهنش : و این نقشه ی من بوددددد
انیا که ذهن بکی و خونده بود حسابی شوکه شد
انیا توی ذهنش: بکیییییی به حسابت میرسمممم
بکی که اصبانیت انیا رو دید گفت: انیا جونم حالت خوبه
انیا: بکی تک این نقشه رو ریختی نه؟
بکی:چ....از چی حرف میزنی انیا جونم《 با اسطراب》
انیا: تو اون بادوم زمینی هارو روی زمین ریختی و با پسر دومم ام 《انیا رو به دامیان کرد و گفت 》امم با تو چیکا کرد
بکی: خیله خوب تقصیر من بود من نقشه کشیدم
دامیان و انیا :چییییییی
دامیان : پوست کله ات و میکنم بعد به چند قسمت مساوی تقسیم میکنم و جسدت همین جا چال میکنم
انیا:منم ازت زنده زنده بادوم زمینی پنیری درست میکنمممم
آقای هندرسون تو شوک بود و گفت:دوشیزه فورجر جناب دزموند لطفا بس کنید
بکی : معذرت میخوام
آقای هندرسون: خیله خب شاید بتونم جداتون کنم
آقای هندرسون سعی می‌کرد
موهای انیا و از دکمه ی لباس دامیان جدا کنه آقای هندرسون هر چه سعی کرد نتونست اونا جدا کنه
آقای هندرسون با نا امیدی گفت: کاریش نمیشه کرد تنها راه اینه که دومه رو از لباس جدا کنیم
دامیان با داد گفت : نه اصلا راه نداره من لباسم و بخاطر این میگو صورتی خراب نمیکنمممم
آقای هندرسون: آقای دزموند یعنی شما میخواین دوشیزه فورجر همیشه ....
دامیان حرف هندرسون و قطع کرد《 جون میدونست هندرسون چی میگه》گفت: نه نه نهههه آقای هندرسون حتما یک راه دیگه هست
آقای هندرسون گفت: نمیشه جناب دزموند
دامیان: ولی
انیا : از خر شیطون بیا پایین شما که بچه پولداران یکی دیگه هم میتونین بخرین
دامیان : ساکت شو دختره خنگ
انیا : خنگ خودتی بکی : خوب یک راه دیگه هم هست
انیا و دامیان بحس شون و قطع میکنن و باهم میگن : چه راهی
بکی: خوب مارتا 《خدمتکار بکی》توی بافت مو خیلی خوبه کلا زمانی که نوجوون بود با موها سر کار داشت
دامیان پرید وسط حرف بکی و گفت : خوب به ما چه
بکی: صبر کن هنوز حرفم تموم نشده مارتا توی باز کردن گره ی مو خیلی حرفه ایه آقای هندرسون میتونید به مارتا زنگ بزنید که بیاد و موهای گره خورده ی انیا و از لباس دامیان جدا کنه
آقای هندرسون : بله دوشیزه بلکبل همین حالا زنگ میزنم
آقای هندرسون به مارتا زنگ زدو تمام اتفاق هارو به طور خلاصه توضیح داد اما مارتا گفت .........


♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤
خب سی سی ها ادامش بمونه برای پارت بعد استراحت کنم بقیه شو میزارم فعلاااااا
دیدگاه ها (۷)

10 تایی شدنمونننن مبارککککک لی لی لی 💐💐💐💐💐💐💐🍓

کله پوک صورتی ✨️پارت ۱۰ هندرسون به مارتا زنگ زد و همه ی اتفا...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۸داشتم دنبال بکی میدویدم که یک جیزی محک...

کله پوک صورتی ✨️پارت ۷از زبان انیا :خیله خوب مجبور بودم با ا...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۲۳دامیان: مامان مردن من جه فایده ای دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط