{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی نمی شود...

گاهی نمی شود...
نمی شود با جماعت آدم ها جفت شد
امان از وقت هایی که نمی شود
زمین و آسمان را هم که به هم بدوزی
روی بلندترین بام شهر هم که بایستی،
وقتی قرار بر نشدن باشد، باز نمی شود
ستاره ها را نشانه بگیری،
از کوه ها الگو برداری
و به ماه آرزوهایت را بگویی،
بخواهد که روزگارت را پر از بی کسی کند، کار خودش را به نحو احسنت انجام می دهد
حتی همین کلمات هم قادر به محو کردن خیلی چیزها نیستند
در عجب می مانی که طبیعت و آدم هایش و حتی این کلمات همه و همه بیکار و مستاصل می مانند تا کسی بیاید وفرشته ی نجاتت شود
آدمی از جنس خودت باید باشد که تو را درک کند،
به تو قدرت بدهد
اعتماد به نفست را تقویت کند
و پا به پایت بیاید
تا خوب شوی و ادامه دهی
یک نفر که حال و روزت را بفهمد و بیش تر از خودت بشناسدت و باورت داشته باشد
به همین اندازه که بودنش تو را خاطر جمع می کند،
نبودنش و نداشتنتش از هر چه بودن و نفس کشیدن است، بیزارت می کند
امان از نداشتن چنین آدمی
امان از تنها شدن
امان از کلمات که بیش تر از هر چیزی تو را در خودت فرو می برند
و با هر واژه ی تکان دهنده ای گمت می کنند میان سرگردانی
و بی برگی میان ازدحام برگ ها
امان از تمام نداشتن ها...
دیدگاه ها (۹)

تنهایی خوب چیزی ستمنتظر هیچ کس نیستینه قول و قراری دارینه تر...

در محل حرف افتاده بود که دایی عاشق شده است!سنم کم بود نمیفهم...

یک سری آدم ها هستند مدام ناراحت اند.هر کاری هم که کنی دوست د...

ﺣﺮﻑﻫﺎﯼ ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ، ﺑﺪﺗﺮﯾﻦﺩﺭﺩﻫﺎﺳﺖ...ﺗﻤﺎﻡ "ﺩﻭﺳﺘَﺖ ﺩﺍﺭﻡ" ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪﻧﮕﻔ...

اگر بتوانم ايده‌ای را در تاريکی رها کنم و از آن بگذرم حتی دس...

سفیر کبیر Grand Ambassador

باور کنآنقدر ها هم سخت نیست فهمیدن اینکه بعضی ها می آیندکه ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط