بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت دوم : نهج البلاغه خطبه 150
حَتّى اِذَا اخْلَوْلَقَ الأَجَلُ، وَ اسْتَراحَ قَوْمٌ اِلَى الْفِتَنِ، وَ اَشالُوا عَنْ لِقاحِ حَرْبِهِمْ - تا آنکه مدّتشان کهنه شد و زمانشان به سر آمد، و گروهى براى به دست آوردن راحتى به فتنهها وصل شدند، و مهیّاى جنگ افرزوى گشتند.
وَ لَمْ يَمُنُّوا عَلَى اللّهِ بِالصَّبْرِ، وَ لَمْ يَسْتَعْظِمُوا بَذْلَ اَنْفُسِهِمْ فِى الْحَقِّ -و مسلمانان حقیقى پایدارى خود را در حوادث بر خداوند منّت ننهادند، و جانبازى در راه حق را بزرگ نشمردند.
حَتّى اِذا وافَقَ وارِدُ الْقَضاءِ انْقِطاعَ مُدَّةِ الْبَلاءِ حَمَلُوا بَصائِرَهُمْ عَلى اَسْيافِهِمْ، وَ دانُوا لِرَبِّهِمْ بِاَمْرِ واعِظِهِمْ - تا چون قضاى الهى به پایان دادن زمان امتحان و گرفتارى موافق شد، از روى بصیرت دست به اسلحه بردند، و به دستور راهبرشان تن به فرمان خدا دادند.
حَتّى اِذا قَبَضَ اللّهُ رَسُولَهُ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الأعْقابِ - تا چون خداوند پیامبرش صلّى اللّه علیه وآله را از دنیا بُرد، گروهى به جاهلیت ارتجاع بازگشتند.
وَ غالَتْهُمُ السُّبُلُ، وَاتَّكَلُوا عَلَى الْوَلائِجِ، وَ وَصَلُوا غَيْرَ الرَّحِمِ - راههاى باطل آنان را هلاک کرد، بر آراء نادرست تکیه کردند، و به بیگانگان پیوستند.
وَ هَجَرُوا السَّبَبَ الَّذى اُمِرُوا بِمَوَدَّتِهِ - و از وسیلهاى که مأمور به مودّت آن بودند جدا شدند .
وَ نَقَلُوا الْبِناءَ عَنْ رَصِّ اَساسِهِ، فَبَنَوْهُ فى غَيْرِ مَوْضِعِهِ - ساختمان دین و حکومت را از بنیادش انتقال دادند، و آن را در غیر جاى خودش بنا کردند.
مَعادِنُ كُلِّ خَطيئَة، وَ اَبْوابُ كُلِّ ضارِب فى غَمْرَة - آنان معادن هر خطایى هستند، و درهاى گام نهادگان در وادى گمراهیند.
قَدْ مارُوا فِى الْحَيْرَةِ، وَ ذَهَلُوا فِى السَّكْرَةِ - غوطهور در دریاى حیرت، و افتاده در مستى و جهالتاند.
عَلى سُنَّة مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ: مِنْ مُنْقَطِع اِلَى الدُّنْيا راكِن -به روش فرعونیان: که گروهى از آخرت دل بریده و به دنیا دلبستهاند.
اَوْ مُفارِق لِلدِّينِ مُبايِن - و عدّهاى پیوند خود را با دین بریده و از آن جدا گشتهاند.(پایان)
قسمت دوم : نهج البلاغه خطبه 150
حَتّى اِذَا اخْلَوْلَقَ الأَجَلُ، وَ اسْتَراحَ قَوْمٌ اِلَى الْفِتَنِ، وَ اَشالُوا عَنْ لِقاحِ حَرْبِهِمْ - تا آنکه مدّتشان کهنه شد و زمانشان به سر آمد، و گروهى براى به دست آوردن راحتى به فتنهها وصل شدند، و مهیّاى جنگ افرزوى گشتند.
وَ لَمْ يَمُنُّوا عَلَى اللّهِ بِالصَّبْرِ، وَ لَمْ يَسْتَعْظِمُوا بَذْلَ اَنْفُسِهِمْ فِى الْحَقِّ -و مسلمانان حقیقى پایدارى خود را در حوادث بر خداوند منّت ننهادند، و جانبازى در راه حق را بزرگ نشمردند.
حَتّى اِذا وافَقَ وارِدُ الْقَضاءِ انْقِطاعَ مُدَّةِ الْبَلاءِ حَمَلُوا بَصائِرَهُمْ عَلى اَسْيافِهِمْ، وَ دانُوا لِرَبِّهِمْ بِاَمْرِ واعِظِهِمْ - تا چون قضاى الهى به پایان دادن زمان امتحان و گرفتارى موافق شد، از روى بصیرت دست به اسلحه بردند، و به دستور راهبرشان تن به فرمان خدا دادند.
حَتّى اِذا قَبَضَ اللّهُ رَسُولَهُ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الأعْقابِ - تا چون خداوند پیامبرش صلّى اللّه علیه وآله را از دنیا بُرد، گروهى به جاهلیت ارتجاع بازگشتند.
وَ غالَتْهُمُ السُّبُلُ، وَاتَّكَلُوا عَلَى الْوَلائِجِ، وَ وَصَلُوا غَيْرَ الرَّحِمِ - راههاى باطل آنان را هلاک کرد، بر آراء نادرست تکیه کردند، و به بیگانگان پیوستند.
وَ هَجَرُوا السَّبَبَ الَّذى اُمِرُوا بِمَوَدَّتِهِ - و از وسیلهاى که مأمور به مودّت آن بودند جدا شدند .
وَ نَقَلُوا الْبِناءَ عَنْ رَصِّ اَساسِهِ، فَبَنَوْهُ فى غَيْرِ مَوْضِعِهِ - ساختمان دین و حکومت را از بنیادش انتقال دادند، و آن را در غیر جاى خودش بنا کردند.
مَعادِنُ كُلِّ خَطيئَة، وَ اَبْوابُ كُلِّ ضارِب فى غَمْرَة - آنان معادن هر خطایى هستند، و درهاى گام نهادگان در وادى گمراهیند.
قَدْ مارُوا فِى الْحَيْرَةِ، وَ ذَهَلُوا فِى السَّكْرَةِ - غوطهور در دریاى حیرت، و افتاده در مستى و جهالتاند.
عَلى سُنَّة مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ: مِنْ مُنْقَطِع اِلَى الدُّنْيا راكِن -به روش فرعونیان: که گروهى از آخرت دل بریده و به دنیا دلبستهاند.
اَوْ مُفارِق لِلدِّينِ مُبايِن - و عدّهاى پیوند خود را با دین بریده و از آن جدا گشتهاند.(پایان)
- ۱۳۵
- ۲۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط