به روزگار گفتم

به روزگار گفتم:
چرا رو چرخ و فلک تو بعضیا بالان و بعضیا پایین…؟
لبخند زد و گفت:
نگران نباش میچرخه!!!
دیدگاه ها (۷)

عاشقم ، دیوانه ام با اسمِ خود جارم بزنعاشقی هم جرم دارد نازن...

رفـــــــــــیـــــــــــــــــــقــــــــــ...مـــــآنـــــ...

.دلم تنگ است از این دنیا... چرایش را نمیدانم! من این شعر ...

یــ ـادت بـــاشـــد ...وقتـی همـه ڪَس ڪَسی میشوی٬ او بعــد ا...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۹۳ دستش رو روی نیم رخم گذاشت ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۴۲چرا یهو انقدر به فعالیت و م...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۹۷صدايي زدم. همونجور چشم بست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط