{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Life again p12

زندگی دوباره...
P12
یک هفته بعد )
یک هفته از اون شب میگذره و هیچکدومشون حتی ی کلمه هم ازون شب حرف نزدن. لیا رفت خونه ی خودش چون پیش جین معذب میشد. زندگیش مثل قبل شده بود و جین بهش اجازه داد که توی رستوران کار کنه. تو این ی هفته خیلی فرصت مواد کشیدن داشت ولی یادش رفته بود ک نیاز به مواد داره. تو این ی هفته تمام فکرش جین بود...
همونطور ک مشغول درست کردن قهوه برای مشتری بود با خودش چیزهایی زمزمه میکرد...
+خسته شدم ازینکه همش دارم بهش فکر میکنم... باید یجوری خودمو سرگرم کنم...
قهوه رو ب مشتری داد و راهنماییش کرد تا بره صندوق و اونجا حساب کنه. سرجاش نشست و فکرشو درگیر ی راه برای سرگرم کردن خودش کرد.... ک ی دفعه... بوم. فهمید باید چیکار کنه. تنها راهش یچیز بود... "مواد" ن دوز پایین، یچیزی ک حداقل چندساعت از حال خودش درش بیاره...
9:00pm
منتظر موند تا ساعت کاریش تموم ش و بعد ازینکه مطمعن شد همه رفتن یچیزی از جیبش دراورد. این دفعه قرص نبود ک پودرش کنه، خودش پودر بود. دوباره رفت گوشه ی گوشه نشست و روی میز روبه روش پودر و لاین کرد. موهاشو بست و کشید...
روی زمین نشست و ب میز کارش تکیه داد... حالش خیلی خوب بود... حس خیلی خوبی بود... اون برای دوماه کامل هیچ موادی مصرف نکرده بود و الان واقعا داشت لذت میبرد... خواست ی قرص دیگه از جیبش دربیاره ولی دستای بزرگ ینفر مانعش شد... توی بغل اون ینفر رفت و بدون اینکه حتی بدونه اون کیه چشماشو بست و سرشو ب سینش چسبوند...
جین ازینکه دوباره لیارو تو این شرایط میدید اصلا خوشحال نبود...فکر میکرد واقعا حالش خوب شده و دیگ قرار نیس سمت مواد بره ولی مثل اینکه جین باید بیشتر تلاش کنه...
این روال دیگه براش کسل کننده شده بود... باید همش مراقب ینفر میبود و اون ینفر یا درحال مواد کشیدن بود یا دردسر درست کردن... این سری باید خیلی جدی کارو یسره میکرد. یا باید لیا میرفت کشور خودش یا باید... خب ایده ی بعدیش و نمیتونم بگم... ولی امیدوارم دومین کارو انجام بده...
_کیم سوکجین نیستم اگ ادمت نکنم !
یک ماه بعد )
جین در اتاقشو باز کرد و لباس نویی ک دستش بود و پرت کرد روی تخت و بلند داد زد : تا نیم ساعت دیگه اماده باش، میریم ساحل.
ساحل؟ ساعت ده شب؟ عجیبه... لیا نگاهی ب لباس قرمز چِری روبه روش انداخت. رنگش و دوستداشت ولی نیم ساعت زمان برای آماده شدن یکم نامردی بود...
دیدگاه ها (۲)

خانمی بن شد.

پارت ۶ساعت ۹ و ۶ دقیقه ی شب_نویسنده "کارن":بعد از اون اتفاق ...

اسم فیک لاولی کاپل | کاپل دوست داشتنی موضوع : اس....مات |...

#pain#P¹⁰⁷#Season²خواست بلند بشه اما پاهاش توان این کار رو ن...

چند پارتی یونگی

کویین جنی پر‌هیت‌ترینه و برای آرامش روان و بخاطر بیماری از دیفیوزر استفاده میکنه،ویپ و مواد مخدر نیس

ببینید هیکاری بچه خیلی بدبختهایگورو داشت سرشو میکرد زیر اب ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط